با پوزش از خوانندگان گرامی، امکان به روز کردن تمامی وبلاگهای ناهید رکسان وجود ندارد. از اینرو تا اطلاع ثانوی فقط «بلاگاسپات»، «وردپرس» و «اپرا» به روز خواهد شد. حال بپردازیم به موضوع امروز!
مشکل ما با حکومت اسلامی، شخص علی خامنهای و یا اصل «ولایت فقیه» نیست! مشکل ما قانون اساسی این حکومت است. از اینرو ابراهیم یزدی و دیگر خدمة رمزیکلارک که این روزها در مالزی به بلبلزبانی مشغول شدهاند، بهتر است سکوت اختیار کنند.
در دستگاه حکومت اسلامی جز شارلاتان و شیاد، خائن و مزدور، و به ویژه روسپی سیاسی هیچ نخواهیم یافت، اما به راستی که هیچیک به گرد ابراهیم یزدی، شیخ مهدی بازرگان و شرکاء نمیرسد. اینان کارگزاران مستقیم آمریکا برای کودتا و براندازیاند. اینان از توطئة براندازی سلطنت حمایت کردند، تا «ولیفقیه» بجای «شاه» بنشیند، و مشکلات آمریکا، به ویژه معضلات دولت «علیاحضرت ملکه» برای جایگزین کردن اتحادجماهیر شوروی با اتحادجماهیر نوکری حل شود، و امروز هماینان باز هم برای حل مشکلات آنگلوساکسونها با هدف یک براندازی نوین، از طریق ایجاد بحران و آشوب فراگیر بسیج شدهاند.
در راستای اعمال شیوة فاشیستی «تمرکز بر یک نقطه»، پادوهای آمریکا برای حفظ حکومت اسلامی و قانون اساسی متحجر آن بر «حذف ولایت فقیه» تمرکز یافتهاند، همچنانکه در سال 1357 نیز تبلیغات استعماری بر یک نقطه متمرکز شده بود: شاه! مهمترین ویژگی روند تمرکز بر یک نقطه، «باز تولید نقطة تمرکز» دیگری است که همزمان با گسترش یک بحران روند بازتولید آنرا نیز تداوم میبخشد. به این ترتیب جامعه بجای رشد و تحول و پیشرفت از بحرانی به دامان بحرانی عمیقتر فرو میافتد.
تجربة تمرکز مطالبات مردم بر یک نقطه در کشورمان از تمرکز بر «تنباکو» آغاز شد و به صورتی کاملاً موفقیتآمیز به تمرکز بر «نفت» و «سلطنت» کشیده شد، ولی همواره مقصد غائی آن گسترش سرکوب و چپاول ملت ایران بوده. تمرکز مطالبات مردم بر «شاه»، همانطور که دیدیم به کودتای 22 بهمن و استقرار حکومت نعلینهای مزدور غرب انجامید. سپس دوران تمرکز بر «آمریکا» فرا رسید، و امام سیزدهم از زبان ساواک فرمودند، هر چه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید! البته قبلاً اجازة این شکرخوریها را از آمریکا گرفته بودند، و اینگونه بود که سفارت آمریکا نیز توسط بوزینهگان همیشه در صحنه اشغال شد تا تحریم اقتصادی و جنگ بتواند بحران نوین یا نقطة تمرکز دیگری را بازتولید کند: «جنگ، جنگ تا پیروزی»! جنگ تا سقوط صدام، جنگ تا آزادی قدس و بالاخره نوشیدن جام زهرمار و شهادت امام سیزدهم!
در پایان دوران اکبربهرمانی نیز نقطة تمرکز برای عوامفریبی «اصلاحات» نام گرفت، و اصلاحاتچیها توانستند دامنة سرکوب و قتلهای زنجیرهای دوران سازندگی را گسترش دهند. ولی دوران نکبت و ادبار خاتمی به کودتای ناکام 18 تیر منجر شد. و بالاخره رسیدیم به آخرین جرعة این جام تهی، یعنی همان احمدی نژاد خودمان که قرار بود با بحران دروغین هستهای یک جنگ خوب برای «صلح و پیشرفت اقتصادی» آنگلوساکسونها در مرزهای ایران به راه اندازد که موفق نشد. البته حکومت جمکران و اربابان تلاش خود را کردند، نتیجة مطلوب به دست نیامد! بله متأسفانه برخلاف آنچه گفتهاند، «خواستن» به هیچ عنوان «توانستن» نیست! به ویژه در عرصة سیاست!
به گزارش سایت رادیوزمانه، مورخ 14 آذرماه سالجاری، ابراهیم یزدی در مالزی خواهان حذف ولایت فقیه از قانون اساسی شده! اعضای نهضت منفور میپندارند که هنوز به شیوة دوران شیرین ریاست جمهوری جیمی کارتر میتوانند با سرقت مطالبات مردم تنور اسلام و دینفروشیشان را گرم نگهدارند. زمانیکه صدرحاج سید جوادی، وزیر کشور شیخ مهدی بازرگان بر اساس حدیث مسلم، فرمایش معصوم و نهجالبلاغه برای ما ملت قانون اساسی تدوین میکرد، اعضای این «نهضت منفور» از جمله ابراهیم یزدی همگی خفقان گرفته بودند، چرا که آنزمان اعتراض به چنین ترهاتی مورد تأئید اربابانشان قرار نمیگرفت. بنابراین اصل «ولایتفقیه» کاملاً دمکراتیک تلقی میشد! امروز هم نظر اربابان هیچ تغییری نکرده، ولی از آنجا که خطر تعطیلی دکان اسلام و قرآن وجود دارد، لازم آمده نوکران سنتی سازمان سیا به «شیوة سنتی» با سرعت هرچه تمامتر ولایت فقیه را «هدف» قرار دهند! امروز که اکثر گروههای مخالف حکومت دینی خواهان تدوین قانون اساسی مطابق با اعلامیة جهانی حقوق بشر شدهاند، پادوهای رمزی کلارک نیز در مالزی سخن از حذف ولایت فقیه از قانون اساسی جمکران میرانند، نه برای استقرار دمکراسی که جهت تحمیل مضحکهای به نام «جمهوری قرآنی» به مردم ایران.
«نایب تیمورخان»، مفتش تأمینات از پرسوناژهای رمان «دائیجان ناپلئون» است، که به تقاضای عزیزالسلطنه برای تحقیق در بارة ناپدید شدن همسرش، دوستعلی میرزا پای به عرصة رمان میگذارد. نایب مذکور آسپیرانی دارد به نام «غیاث آبادی» که بعدها با قمر، دختر ناقصالعقل عزیزالسلطنه ازدواج میکند. ویژگی نایب این است که بدون مشاهدة جسد، در پی قاتل است و در این مهم به همه مظنون! نایب با همه مخالفت میکند، به همه دستور میدهد، از همه بازجوئی میکند و میخواهد همه همان بگویند که او میخواهد! مهمترین تکیه کلامهای نایب تیمورخان، «ساکت!»، «جواب بده» و «زود، سریع، فوری» است! نتیجة «تحقیقات» نایب تیمورخان، فراهم آوردن فرصت برای همخوابگی آسپیران با قمر بود! چرا که اصولاً قتلی در کار نبود.
سیاست آنگلوساکسونها در کشورمان شباهت عجیبی به رفتار نایب تیمورخان پیدا کرده. اینان نیز خواهان رسیدن به پاسخ و نتیجة مطلوباند، البته «زود، سریع، فوری!» درست همانطور که در سال 1357، چنین پاسخی را در عرض چند ماه پیدا کردند. پس از یکقرن نخست وزیری هویدا، به یکباره دوران نخست وزیران یکبار مصرف فرا رسید. و با تأئید سفارت آمریکا، آموزگار جای خود را به شریف امامی سپرد، سپس ساواک بوزینههای لباس شخصی را برای تخریب ادارات دولتی به مرکز شهر روانه کرد و معرکة 13 آبان به راه انداخت، و یک ژنرال بیدندان و هافهافو که حتی مصدرش هم از او حرفشنوی نداشت، مأمور تشکیل دولت نظامی شد! و پس از نشست گوادالوپ، آمریکا، انگلستان، فرانسه و آلمان بیانیة «چنج، وی نید» را صادر کردند. بله دروغ میگویند، «چنج، وی نید» اختراع اوباما نیست، گروه برژینسکی همواره به چنین چنجهائی «نید» داشته و دارد. در نتیجه همیشه باید یک دوستعلیخان ناپدید شود تا نایب تیمورخان وارد صحنه شده، «زود، سریع، فوری» امثال آسپیران غیاثآبادی را به نان و نوائی برساند.
این روند آنقدر در ایران تکرار شده، که نایب تیمورخان دیگر شخصاً به صحنه وارد نمیشوند، ایشان از طریق رسانهها فرامین خود را در قالب پروپاگاند صادر میکنند، و آسپیران جهت اجرای فرامین نایب کذا برای «قمرها» سخنرانی میکند تا نانی به کف آرد. سخنرانی ابراهیم یزدی در نشست نمایندگان احزاب در پارلمان مالزی در همین چارچوب میتواند بررسی شود. در تاریخ 30 آبان سالجاری در نشست کذا ابراهیمیزدی سخنانی بر زبان رانده که به مراتب از سخنان «اللاریجانی» در یونسکو ابلهانهتر است.
آسپیران یزدی، در واقع ترهات لاریجانی را به صورت دیگری نشخوار کرده. میدانیم که متن سخنرانیهای سرشار از بلاهت مقامات جمکران در ساواک تدوین میشود. به همین دلیل همهشان تأکید بر وجود یک اسلام «نیست در جهان» و «دمکراتیک» دارد، تا جهت تاختن بر لائیسیته، غربیها، زبانمان لال دست تنها نمانند. سخنان یزدی هم از همین چارچوب انسانستیز فراتر نمیرود. ایشان در راستای تأمین منافع دولت اسلام پناه الیزابت دوم و حاکمیت اسلام فروش ایالات متحد، خواستار «بازتعریف اسلام» مطابق با «شرایط روز» شدهاند. شرایط روز چیست؟ افلاس آنگلوساکسونها در عراق و افغانستان، تزلزل محور طالبانپروری «چین ـ ناتو» و شیون و زاری ناتو در قفقاز! و برای جبران چنین خساراتی لازم آمده که عملة فاشیسم «اسلام» را مطابق منافع غرب بار دیگر «تعریف» کنند.
همان اسلامی که بر اساس استفراغ عالیجناب هابرماس فعلاً «عقلانی» هم شده. و در راستای تبلیغات حزب توده و دیگر رفقا، به ویژه آخوندها و عملة فاشیسم بینالملل، این نوع اسلام، خواهان «تغییر جامعه» است! و این «تغییر» به زعم آسپیران یزدی با تلاش «روشنفکران دینی» صورت خواهد پذیرفت. روشنفکر دینی چه میگوید، همان تولیدات شکمی عالیجناب هابرماس را نشخوار خواهد کرد؛ مدعی سازگاری حکومت دینی و دمکراسی میشود؛ و بیشرمانه افراطگرایان و اوباش وابسته به گروههای اسلامی را در ترادف با گروههای لائیک قرار خواهد داد.
یزدی میخواهد هم فرهنگ جامعه را تغییر دهد، و هم نوعی «آزادی»، سازگار با فرهنگ کذا در جامعه ترویج کند! چرا که «حضرت» میپندارند «آزادی» هم نوعی «دین» است! پدیدهای است که مانند دین محمد میتوان با کاسة گدائی و شمشیر بران مروج آن در جامعه شد. بله، اوباش فدائیان اسلام چنین درک عمیقی از آزادی دارند. و نهایت امر برداشت اینان از «دمکراسی»، همان براندازی حکومت است:
«لائیکها و گروههای تندروی مذهبی به این سازگاری [اسلام با دمکراسی] اعتقاد ندارند به همین دلیل با روشنفکران دینی مخالفت میورزند [...] مهمترین پایة تغییر جامعه شناخت و تغییر فرهنگ آن[...] است و اینکه چگونه میتوان آزادی را سازگار با این فرهنگ در جامعه ترویج کرد[...] دمکراسی فرایندی است از پائینترین سطوح جامعه به سمت رأس هرم قدرت»
طبق تبلیغات سازمان سیا این روزها دمکراسی را باید مانند درسهای مدرسه از نو «یاد بگیریم»! و دست در دست بوزینههای کفنپوش راه بیفتیم به سوی رأس هرم قدرت! مسلماً ابعاد چنین سخنپرانیهائی بر ابراهیم یزدی آشکار نیست. ولی ما میدانیم که دمکراسی یک روند پویا است و به هیچ عنوان یادگرفتنی نیست، باید آنرا زیست و تجربه کرد. دمکراسی «درس» نیست که «یاد بگیریم»، از بر شویم و آنرا در برابر معلم «تکرار» کنیم. حاج ابراهیم گویا «نماز» را با دمکراسی اشتباه گرفته، به همین دلیل جهت عوامفریبی آنرا به نوعی عدالت موهوم برای اقلیتها مشروط کرده، میگوید حاکمیت نمیخواهد دمکراسی «یاد بگیرد!» وی همچنین به مخالفت آمریکا با دمکراسی اشاره کرده. سادهتر بگوئیم یزدی به زبان دیگر همان چرندیاتی را تکرار میکند که «بیبیسی» از زبان امام سیزدهم نقل میکرد:
«دمکراسی فرایندی یادگرفتنی است[...] حقوق عادلانه برای اقلیتها [...] سیاستهای ایالات متحد بر علیه گسترش دمکراسی [...] است.»
سخنرانی یزدی کلیشة ترهات آخوندهاست که کودتای سازمان ناتو در 22 بهمن را «پیروزی روحانیت بر شاه» میخواندند! البته یزدی پس از سه دهه حضور در حاکمیت استعماری مقداری از پشکل و پهن، ساس و کک چارپایان صدراسلام و گلة محمدی از سرو صورتش زدوده شده؛ در باب «مدرنیته» هم سخن میگوید! یک نفر از این دانشمند فدائی اسلام و مسلمین در مورد «مدرنیزاسیون» جویا شده، ایشان هم تعریف مهملی از «مدرنیته» ارائه دادهاند، تا بار دیگر حماقت و مزدوری خود را به اثبات برسانند.
حضرت ابراهیم سپس چند آیه و سوره و حدیث به عنوان «تاریخ» تحویل حاضران داده، اشارهای هم به تاریخ ایران کردهاند. ایشان گفتهاند در تاریخ ایران هر وقت شاه با روحانی درافتاد، شکست خورد! ولی محمدرضا شاه از این «تاریخ» درس نگرفت! اما ابراهیم یزدی درسهای سازمان سیا را خوب فرا گرفته، و بدون جا انداختن یک ویرگول مثل ضبطصوت همه جا آنها را تکرار میکند. بله، گویا شاه با روحانیت مخالف بود و میخواست ریشة روحانیت را براندازد، به همین دلیل سازمان ناتو کودتا کرد تا روحانیت بر شاه پیروز شود! یزدی تأکید میکند که روشنفکران در کنار روحانیت قرار گرفتند ولی پس از پیروزی، روحانیت حاضر به پذیرش روشنفکران نشد، چون به گفتة یزدی تعدادشان کم بود!
البته شاهد بودیم آنها که در کنار روحانیت قرار گرفتند بیشتر لمپنجماعت و چپنماهای ساواکی و تودهای بودند تا روشنفکر! ولی روحانیت در هر حال مانند حزب توده، گلههای پرشمار و مطیع را بر روشنفکر ترجیح میدهد، تا بتواند به وحدت کلمة «موعود» و فاشیستی خود برسد، و تکلیف امور کشوری و لشکری را با چوب و چماق سر چهارراهها روشن کند.
یزدی همچنین ادعا کرده گروه فکلکراواتیهای حوزه و بازار قانون اساسی دمکراتیک نوشته بودند ولی خمینی با آن مخالفت کرد! بله، این را هم باید «یاد گرفت»: سازمان سیا جهت سیاستگذاری در جنوب قارة آسیا و در کنار شاهراههای نفتی جهان نظر خمینی را جویا میشد! ولی امروز که خمینی زمین را از وجود پلیدش پاک کرده همة جنایات و مزدوریها از سوی همکاران «صدیق» وی، از قماش مهدوی کنی، رفسنجانی، یزدی و غیره به ریش کثیف همین امام احمق گره میخورد! خانوادة امام سیزدهم هم خفقان گرفتهاند، یک نفرشان دهان باز نمیکند و بگوید، این مزخرفات را از چه رو به یک مرده نسبت میدهید؟ میدانیم که اینان از شجرة طیبة حسینیاند، و از آنجا که ممکن است جیره و مواجبشان را سفارتخانة «صلح و پیشرفت» در افغانستان و پاکستان قطع کند ترجیح دادهاند که فعلاً رل نعش بازی کنند! بگذریم!
آسپیران یزدی که از مدافعان اشغال سفارت آمریکا هم بود، از شرکتهای پولشوئی، و شبکههای صدور زن و کودک متعلق به رفسنجانی، خامنهای و محمدیزدی در مناطق آزاد و امارات حق مشاوره دریافت میکند، و تاکنون با پاسپورت آمریکائی نقش «کبوترنامهبر» اکبر رفسنجانی را بر عهده داشت. ولی امروز به ناگاه مخالف حکومت روحانیون شده! حضرت آبراهام میفرمایند، اصلاً در قرآن ولایت فقیه نداریم! یزدی روحانیت حاکم را عقب افتاده و شریعتی را بسیار «پیشرفته» خوانده، میگوید خمینی در ایران به وعدههای خود در پاریس وفا نکرد! آری! میدانیم که تصمیم با امام سیزدهم بود و ساواک، پنتاگون و سازمانسیا فقط از ایشان پیروی میکردند! و در تداوم همین دروغهای بیشرمانه است که یزدی میگوید، دولت موقت یک پیشنویس قانون اساسی مبتنی بر جمهوریت و دمکراسی تهیه کرده بود که اثری از ولایت فقیه در آن نبود! اما روحانیون الگوهای قبیلهای عرب را ترجیح دادند!
البته ابراهیم یزدی میباید توضیح دهد چرا طی سه دهة اخیر خفقان گرفته بود، و از این پیشنویس کذا حرفی به میان نمیآورد؟ و اینک که حضرت آبراهام چون سگ «هرزهمَرَس» اینور و آنور به پارس کردن مشغول شده، چرا بجای این مهملات نسخة اصلی «پیشنویس» کذائی را منتشر نمیکند؟ نکند پیش نویس مذکور را هم امام بلعیدهاند؟
اگر اشتباه نکنیم، اربابان یزدی اینبار قصد استقرار یک حکومت قرآنی دارند که با هذیانات علی شریعتی همخوانی داشته باشد. خلاصه طی سی سال آینده همه باید «کاری حسینی» کنید، چرا که «فاطمه، فاطمه است» و اگر «مسلمان نیستید»، باید «آزاده باشید!» این است برنامة دولت دمکراتیک آسپیران ابراهیم یزدی. در هر حال حضور بلبل خوشالحان سازمان سیا و اربابانشان باید عرض کنیم که آب در هاون میکوبند، نهضت منفور و تروریستپرور شیخ مهدی بازرگان هیچ شانسی برای شرکت در حاکمیت آیندة ایران نخواهد داشت.
«بنده قاتل را جلب میکنم، شما فردا با مقتول بیائید به اداره و ترتیب استخلاصاش را بدهید.[...] ساکت! آسپیران غیاثآبادی، حرکت!»
ص. 124ـ120، دائیجان ناپلئون.
فیلترشکنهای جدید5دسامبر2008
www.undercoversurfing.info
www.compatablesurf.info
newdrift.info
www.freetimesurfing.info
www.lunchtimesurf.info
www.ninjasurf.com
www.tenacioussurfing.info
www.jumpersurf.info
www.chaossurf.info
6oy.info
www.chromesurf.info
underpass.info
www.icanhasproxysurf.info
www.ridblox.info
www.rtil.info
www.marko1.net
www.bobunblocker.info
www.lancersurf.info
www.chocolaterainsurf.info
www.speedyfree.info
matrixtoday.info
mydrift.info
surfsocks.info
www.acceleratedproxysurf.info
www.unblockgames.info
www.qlicq.us
www.magicalsurfing.info
classicholiday.info
www.pivotingsurf.info
www.getanywheresurf.info
www.lunchtimesurfing.info
kq5.info
www.generalsurfing.info
www.boomshotsurf.info
www.bobtheproxy.info
invisibleyou.info
www.ninjacatsurf.info
www.goround.info
www.lethack.info
3t8.info
www.hideandgonow.com
freearea4u.info
unblockprox.com
privama.com
jamlearning.info
www.icanhasproxyburger.info
www.monopolysurf.info
www.underwatersurfing.info
b6x.info
www.silentrun.info
«در عقلانیت اسلامی هیچ توجیهی برای زیرپا گذاشتن این حریم فردی وجود ندارد»
اینهم گوشهای است از سخنان محمدجواد لاریجانی، برادر پاسدار علیکوچیکه و رئیس ستاد حقوق بشر روضهخوانها در یونسکو. برادر لاریجانی، همزمان در اسلام «عقلانیت» و «رعایت حریم فردی» رویت کرده! نیازی به توضیح نیست که مشاهدة «عقلانیت» در اوهام و ابهام دین مسلماً نشان «روان پریشی» است. چرا که دین هیچ ارتباطی با «عقل» ندارد. این ارتباط ابلهانه از اختراعات شارلاتانهای مکتب فاشیستپرور فرانکفورت است، همان منبع الهام سروش، فیلسوف کبیر کودکستانهای جمکران و پاسداراکبر، غلامبچة محمد خاتمی و سوگلی حرم حاج عباس میلانی.
اهالی مکتب فرانکفورت در کمال بیشرمی ادعا میکنند، هر چه «انسانی» است، «عقلانی» به شمار میرود! و به همین سادگی «عقل» را در تضاد با «منطق» قرار داده، «توهم» را که پدیدهای است کاملاً «انسانی»، عقلانی معرفی میکنند. این نمونهای است از پسامدرنیته و تشویق و پرورش اوهام در این مکتب استعماری! چنین اختراعات سرشار از نبوغ و شارلاتانیسم همانطورکه پیشتر هم گفتیم تلاش برای یافتن یک چارچوب «شبه فلسفی» جهت «توجیه فاشیسم» و نفی انسانمحوری «تاریخ» در نظریة کارل مارکس است.
مکتب فرانکفورت میگوید دین «عقلانی» است، تا با حذف «حرکت منطقی انسان»، توهمات و احساسات دینی را محور حرکت و تحولات تاریخی قرار دهد. به این ترتیب جنگهای صلیبی که در واقع برای چپاول ثروتهای شرق به راه افتاد، توجیه «معنوی» مییابد و از نظر مسیحیان متعهد «موجه» و «مقدس» جلوه میکند. به همچنین است در مورد جنگهای تازیان! تهاجم وحشیانة تازیان مسلمان به ایران با توسل به همین اصول مقدس «توجیه» خواهد شد. چرا که ظاهراً «دین محمد» بر حق بوده و خلفای راشدین نیز برای «هدایت» ایرانیان «گمراه» به راه راست و تضمین سعادت آنان به ایران حمله کرده، برای غارت مردم را قتلعام میکردند. در حالیکه به گواهی تاریخ همین تازیان در راه مسلمان شدن مردم مشکلتراشی میکردند، تا بتوانند از آنان «جزیة» سنگین بگیرند!
اصلاً چرا راه دور برویم؟ آیا اعضای سازمان فدائیان اسلام، القاعده، طالبان و دیگر تشکلهای دینی برای «اسلام» به قتل و غارت میپردازند یا برای حفظ منافع سازمان ناتو؟ آیا تهاجم نظامی آنگلوساکسونها به افغانستان و عراق به دلیل احساسات بشردوستانه پنتاگون و الیزابت دوم صورت پذیرفته؟ به هیچ عنوان! اینان برای چپاول و گسترش نفوذ خود به منطقه آمدهاند، اما برای توجیه تهاجم وحشیانة خود ادعا میکنند که نگران «استقرار دمکراسی» هستند. امروز الیزابت دوم در سخنرانی خود تأکید کرد:
«دولت من برای پیشبرد صلح و رشد اقتصادی به همکاری با پاکستان و افغانستان ادامه خواهد داد.»
باید از علیاحضرت پرسید، ارتش انگلستان برای «صلح» و «رشد اقتصادی» در افغانستان حضور به هم رسانده، یا برای ممانعت از ایجاد «کریدور شمال ـ جنوب؟» حتماً برای همین «صلح و شکوفائی اقتصادی» است که آنگلوساکسونها افغانستان را به بزرگترین مرکز تولید مواد مخدر در جهان تبدیل کردهاند! و در راه صلح و شکوفائی اقتصادی است که پاکستان به مرکز تولید و پرورش جنایتکار تبدیل شده! بله! برای رشد و شکوفائی اقتصادی است، ولی نه در افغانستان و پاکستان، که در انگلستان! این قسمت از واقعیات در سخنرانی الیزابت دوم دیده نمیشود، و به همین دلیل سخنان کذا درست مانند یک «پروپاگاند» وحشیانه، منطق متعارف را به چالش میطلبد. و اینگونه است که به کوشش مکتب فاشیسم فرانکفورت، «عقل» در ترادف با توهم قرار گرفته و «منطق» به چالش کشیده شده. تبلیغات سایت دینپرور رادیوزمانه، به ویژه مهملات دست چندم پاسداراکبر تماماً بر محور همین تضاد استوار شده: تأکید ابلهانه بر «عقلانیت» توهماتی که «دین» نام دارد. در چارچوب همین تبلیغات است که «احساس»، علیرغم «منطقستیزی» میتواند «عقلانی» هم بشود!
همانطور که در وبلاگ «بوزینه و سرداری» گفتیم، محور طالبانپروری چین و سازمان ناتو شکسته شده و این امر «احساسات» پادوهای استعمار در ایران و پادوهای مخالفنمای حکومت جمکران در فرنگ را سخت جریحهدار کرده. خلاصه بگوئیم اینروزها همة جیرهخواران «انقلابی» آنگلوساکسونها «احساس» بدی دارند، و «شرایط ویژه» میبینند. وقتی دچار دلهره و هراس شدهایم چه پیش میآید؟ از دو حال خارج نیست، یا بر ترس غلبه کرده واکنشی منطقی خواهیم داشت، یا از روی ترس واکنش نشان میدهیم. در عرصة سیاست نیز درست همینطور است. دعوت به «وحدت کلمه» و «اتحاد» از سوی عملة فاشیسم در جمکران، از زبان سرداراکبر ریشه در «احساس ترس» اینان دارد. در نتیجه همه در داخل و خارج یک صف واحد تشکیل دادهاند. در داخل کشور، عزتالله سحابی در جایگاه واقعی خود، مقام «پامنبری» مهدوی کنی، پاسدار لاریجانی، محمد یزدی، اکبر بهرمانی و دیگر ریزه خواران استعمار قرار گرفته، حال آنکه گروهی دیگر از جمله دارودستة بهزاد نبوی، اعضای مشارکت و شخص احمدی نژاد خود را از بازندگان جدا کردهاند! چرا که اینان به صراحت دریافتهاند که دکان دینفروشی و حکومت نعلین میباید در ایران تعطیل شود.
اما در خارج از مرزها چه میگذرد؟ در خارج، مخالفنمایان، خارج از شوخیهای خنک و مبتذل که باید آن را به عنوان «مقالة انتقادی» مطالعه کرد، به دوقطبی کردن کاذب فضای سیاسی اشتغال دارند. گروهی به تأئید و گروهی دیگر به انتقاد از مقالات «علمی» پاسداراکبر پیرامون استفراغ مقدس عالیجناب هابرماس یا «دین عقلانی» مشغولاند. ظاهراً طعم «تولیدات شکمی» عالیجناب هابرماس مذاق لاریجانی، رئیس ستاد حقوق بشر جمکران را سخت خوش آمده، چرا که در یک سخنرانی جنجالی در یونسکو ادعا کرده دین اسلام به دلیل عقلانیت «حریم فردی» را محترم میشمارد! البته اشارة داداشِ علیکوچیکه به «مکالمات تلفنی» است!
غلامبچة سفارت در یونسکو از اینکه در «شرایط ویژه» دمکراسیهای غرب مکالمات تلفنی مردم را کنترل میکنند، به این نتیجه رسیده که اسلام «عقلانی» است و حریم فردی را رعایت میکند، پس اعلامیة جهانی حقوق بشر نمیتواند جهانشمول باشد بلکه مطابق اوامر سازمان سیا حقوق بشر باید «نسبی» شمرده شود.
به این میگویند معجزه! البته معجزة حماقت و بیسوادی! چرا که خارج از غیرعقلانی بودن دین، هیچیک از ادیان ابراهیمی اصولاً فرد را در مفهوم امروزی کلمه به رسمیت نمیشناسد. به عبارت دیگر در این ادیان اصولاً احکامی برای رعایت «حریم فردی» در چارچوب حقوقی معاصر نمیتواند وجود داشته باشد. ولی وقتی محور طالبانپروری «چین ـ ناتو» شکسته میشود، خادمان حرم مقدس استعمار احساس نگرانی میکنند و به هذیانگوئی میافتند. البته لاریجانی به دلیل هول و هراس مهمل نمیگوید، لاریجانی هم مثل ابراهیم یزدی به دلیل خدمت در آبدارخانة سازمان سیا فقط میتواند چرند ببافد و از نظامهای لائیک انتقاد کند!
به گزارش «فارسنیوز»، مورخ 13 آذرماه سالجاری، لاریجانی در نشست مشترک غیرمتعهدها در پاریس به اکتشافات بزرگی نائل شده، و «منظور» از جهانشمولی اعلامیة جهانی حقوق بشر را هم کشف کرده! دبیر ستاد حقوق بشر جمکران که به دلیل آشنائی با زبان عربی سمت مشاورت آخوند شاهرودی را عهده دار است، میگوید، ما «منظور» اعلامیة جهانی حقوق بشر را دریافتهایم! البته ایشان نمیدانند که ما از این امر نیک آگاهیم که اعلامیة جهانی حقوق بشر به دلیل انسانمحور بودن فاقد هرگونه ابهام بوده، «صراحت» دارد و جای هیچ تعبیر و «کشف منظور» برای کسی باقی نمیگذارد. ولی غلامبچگان سفارت از آنجا که باید مانند «شهید» مدرس دیانتشان عین سیاست استعمار باشد، در یک متن صریح حقوقی همان میبینند که ارباب میخواهد.
محمد لاریجانی میفرماید، جهانی بودن اعلامیة مذکور نمیگوید که «مدل لیبرالی» باید به بقیه تحمیل شود. اتفاقاً در اعلامیه هیچ اشارهای به «تحمیل مدل» نشده، بلکه اعلامیه میگوید چه مسائلی نباید به انسانها تحمیل شود. ولی لاریجانی پرتتر از این است که بداند یک متن حقوقی دمکراتیک چه میگوید. حاج محمدجواد سخنانی را طوطیوار تکرار میکند که سازمان تبلیغات اسلامی با تأئیدات کارخانة رجاله پروری برایاش تهیه کرده. و به همین دلیل است که چرند میگوید. به مصداق گ... در بازار مسگرها و لاف در غربت، لاریجانی هم ضمن لافیدن در یونسکو، گ...زی هم در عالم معنا داده، تا «تعریف نوینی» از جهانشمولی ارائه کند. تعریفی که از قضای روزگار در تضاد کامل با جهانشمولی هم قرار میگیرد! به زعم لاریجانی:
«منظور از جهانشمول بودن حقوق بشر این نیست که ما باید مدل لیبرال غربی را به عنوان آخرین دستاورد فرهنگ بشری قبول [کنیم]. جهانشمولی باید راه را برای ظهور سایر فرهنگها از جمله زندگی عقلانی بر اساس اسلام که مدل جمهوری اسلامی و پیام انقلاب اسلامی ایران است، باز کند.»
البته اگر ترهات غلامبچة سفارت را یک مرحلة منطقی به پیش رانیم خواهیم داشت، ما باید الگوی توحش اسلامی را به عنوان آخرین دستاورد فرهنگ بشری بپذیریم. خلاصه، جهانشمولی ایشان میباید راه را بر «قصبه شمولی» و «قبیله شمولی» باز کند که مدل پیشنهادی شهید «توماس مور» در «یوتوپیا» است، و پیام «انقلاب اسلامی پاکستان» را هم در خود مستتر دارد. لاریجانی در ادامة مزخرفات تولید ساواک جمکران ضمن اشاره به «تحول» در «زندگی بشر» و ابراز نگرانی از جهانشمولی سکولاریسم، حکومت توحش دینی را در ترادف با سکولاریسم قرار داده، میگوید حکومت جمکران نظامی است بر پایة معیارهای دمکراتیک و عقلانیت اسلامی:
«یک مدل زندگی مبتنی بر الگوی غربی و لائیک وجود دارد اما این تنها مدل موجود نیست و این چیزی است که مرا نگران کرده [...] مدل ما مدل مستقلی است که به رغم ماهیت دمکراتیک خود هیچگاه ادعای مدلهای لائیک و لیبرال غربی را نداشته[...]»
البته ما نمیدانیم چند نفر از شنیدن این سخنان متناقض و مضحک در سلامت عقل و میزان درک و فهم لاریجانی شک کردهاند، ولی برای ما روشن است که اگر امثال لاریجانی از حداقل درک و شعور متعارف برخوردار بودند، در حاکمیت جمکران جائی برایشان پیشبینی نمیشد. مشاور شاهرودی در قوة قضائیه، در ادامة چنین مهملاتی «جامعة لائیک» و جامعة مبتنی بر عقلانیت اسلامی هم رؤیت کرده و ایندو پدیدة «نیست در جهان» را بسیار به یکدیگر نزدیک دانسته! میبینیم که خواهر سپیده صلحجو، مهرانگیز کار و لاریجانی آبشخور مشترکی دارند، چرا که در سخنان اینان «ملت»، «جامعه» و «مردم» بجای «دولت» مینشیند، تا وظیفة دولت بطور کلی نفی شده و موجودیتاش ابتر شود. معلوم نیست این مترسک استعمار، «جامعة لائیک» را در کجای دنیا مشاهده کرده که از آن با این اطمینان سخن میگوید؟ ولی همین شیوة تبلیغاتی است که با هی کردن مشتی لات و اوباش به خیابانهای تهران، اینک سه دهه است برای ما ایرانیان «اعمال سیاست» میکند، تا امثال اکبر بهرمانی و برادران لاریجانی را در رأس هرم این مضحکة استعماری سر پا نگاه دارد:
«از نظر اسلامی وجود ما گوهری است که باید در محیط اجتماعی خود شکوفا شود [...] در این زمینه رویکرد جامعة لائیک و جامعة مبتنی بر عقلانیت اسلامی به یکدیگر نزدیک است.»
حتماً جامعة «دمکراتیک مبتنی بر عقلانیت اسلامی» همان تجمع لات و اوباش و چاقوکشهای جمکران در خیابانهای شهر است! بله! آشوب و هرج و مرج و قانون شکنی در قاموس عملة فاشیسم «دمکراسی» است! و این است محصول شکوفائی «گوهر وجود» اوباشی از قبیل لاریجانی که به صورت موروثی افتخار مزدوری ناخداکلمب را دارند. چنین موجوداتی در زمینههای علمی و حقوقی فقط میتوانند در جوامع استعمارزده «شکوفا» شوند، البته شکوفائی این «قارچهای سمی» نیازمند حضور پیگیر بوزینههای کفنپوشی است که هر از گاه به فرمان این یا آن سفارتخانه و با همت والای ساواک در صحنة اجتماع حضور به هم میرسانند.
و اما علیرغم چنین سخنان حکیمانه، اسلامی و به ویژه «عقلانی» از زبان محمدجواد لاریجانی در یونسکو و علیرغم تأکید «مصرانة» الیزابت دوم بر «همکاری» دولت مبارکشان با پاکستان و افغانستان برای «صلح و شکوفائی اقتصادی»، باید بگوئیم تداوم سیاست استعماری دولت علیاحضرت در منطقه از طریق سازماندهی نعلین، خرابکار، چماقدار و کفنپوش دیگر امکانپذیر نیست، شاهنشاه آنگلیکانها و اسکاتلندیها و ویلزیها و ایرلندیها و ... بهتر است «ورد» دیگری بیاورند؛ اینهمه اگر «سوراخ مناسب» در دسترس باشد!
فیلترشکنهای جدید4دسامبر2008
www.clearit.info
www.p2pmovies.info
uhidden.com
proxofy.info
acmeblock.com
awsomesurf.info
www.theproxybay.org
www.best-gamingblogs.info
www.freetimesurf.info
www.proxy-face.info
www.sunshinesurfing.info
www.codenamesurf.info
kq5.info
normalbeer.info
www.bigusdickus.info
privama.com
www.chromesurf.info
unblockprox.com
www.surfopen.info
bt-internet.info
www.icanhazfirewall.info
www.codenamesurfing.info
matrixgame.info
www.gettofacebook.info
0h3.info
www.espressonow.info
www.waterfallsurfing.info
www.hasproxysurf.info
www.sneakoff.info
www.hideandgonow.com
www.lancersurf.info
www.prxyfacebook.info
www.flowersurf.info
www.hazproxysurf.info
www.lethack.info
mydrift.info
erdip.cn
only4me24.com
www.chocolaterainsurf.info
newdrift.info
ipfly.info
www.generalsurf.info
monthlyinitiative.info
www.cascadesurfing.info
www.fastentry.info
www.actingbypass.info
www.gettosite.info
www.specialprxy.info
www.revivalsurf.info
www.mannies-madness.net
«کشور در شرایط حساسی به سر میبرد، آمریکا به هر حال دشمن درجه اول ماست [...] ما نیاز به حضور مردم داریم [...] مردم را باید [...] در صحنه نگه داشت [...] آنها اگر احساس کنند ذرهای از اسلام دور شدهایم با ما نخواهند ماند.»
منبع: ایلنا، مورخ 12 آذرماهسالجاری.
این گوشهای از سخنان اخیر اکبر هاشمی رفسنجانی، و پیامد مستقیم «تظاهرات» اوباش کفنپوش در برابر وزارت امورخارجه در تهران است! این نوع سخنپرانی را سه دهه است از دهان جیرهخواران آنگلوساکسونها، از جمله همین اکبر بهرمانی میشنویم. بهرمانی که طی سه دهه، هم «سردار جنگ زرگری»، یا همان سردار «سازندگی با ایالات متحد» بوده، با نمایان شدن نخستین نشانههای پایان جنگ زرگری بین ایالات متحد و حکومت دستنشاندة اسلامی، «احساس خطر» کرده و باز هم کشور را در «شرایط ویژه» رؤیت میکند! «تظاهرات» بوزینههای کفنپوش در برابر وزارت امورخارجة جمکران ریشه در «احساس» دارودستة اکبر رفسنجانی دارد. چنین به نظر میرسد که اربابان حکومت اسلامی تداوم سناریوی سنتی «تجمع اوباش و عربدهجوئی مقامات» را همچنان امکانپذیر میبینند. این سناریو، که با استقرار حکومت فدائیان اسلام به روزمرة مردم ایران تبدیل شد، همانطورکه گفتیم بر اساس ارسال اراذل و اوباش نانخور ساواک به خیابانها، و ارائة مطالبات استعمار از زبان اینان صورت میگرفت؛ کسانی که در تبلیغات جهانی «ملت ایران» معرفی شدهاند!
این مطالبات به دو صورت مطرح میشد، یا ابتکار عمل به دست «اوباش همیشه در صحنه» میافتاد، یا اوباشی که استعمار در رأس هرم قدرت جاسازی کرده بود نخست به میدان میآمدند. به طور مثال، گاه ساواک اوباش را روانة خیابانها میکرد تا عربده بزنند و سفارت و دفتر و دستک اشغال کنند، و بعد متن سخنرانی مقامات «تدوین» میشد تا این اعمال توجیه شود! گاه اوباش درست پس از سخنرانی «مقامات» همچون گلة چارپایان توسط ساواک به خیابانها هی میشدند.
گزینش میان این دو شیوه بستگی تام به شرایط داشت. اگر اربابان حکومت اسلامی مانند دوران نفرتانگیز «بهار آزادی» نیازمند اثبات «قدرت» امام سیزدهم و شرکاء به مردم مملکت بودند، ابتدا امام سیزدهم سخنرانی میفرمودند، سپس اوباش با شعارهای حاضر و آمادة ساواک به پشتیبانی از این «روانپریش فرتوت» وارد صحنه میشدند. یا اینکه همزمان با سخنرانی خمینی فعلة ساواک را میدیدیم که شهر را به اشغال خود درآوردهاند. ولی در دوران «نعمت الهی» که نفرت مردم از حکومت روضهخوانها افزایش یافته بود، ابتدا در قفس اللهکرمها و زهرا خانومها را باز میکردند تا برای عربدهجوئی به خیابان بیایند، سپس در قفس امام را میگشودند! ایشان هم متن سخنرانی را که در عمل تکرار شعارهای اراذل و اوباش خیابانی بود قرائت میفرمودند. البته فراموش نکنیم که بمباران شهرها، به ویژه بمباران تهران دامنة «نعمت الهی» را گستردهتر کرد، چرا که همزمان باعث تقویت «لاتالله»، یعنی پایه و رأس هرم این «قدرت» دستنشانده شد.
هر بار حملة هوائی به تهران آغاز میشد، مردم به وحشت میافتادند و این ترس کاملاً طبیعی بود. زمانیکه حملة هوائی به پایان میرسید، خشم و نفرت از حکومت به ترس و وحشت افزوده میشد و اینجا بود که اربابان حکومت اسلامی چماقدارها را به خیابانها گسیل میداشتند تا با شعار «جنگ، جنگ تا پیروزی» یا «حزب، فقط حزبالله ...» به مردم حمله کنند. این برنامه، حتی پس از پایان جنگ، تا زمان «اوباشگیری» در دورة احمدی نژاد همچنان ادامه یافت! و زمانیکه اوباش را بالاجبار از خیابانها جمع کردند، نوبت به ارعاب مردم از طریق بحران دستساز هستهای رسید. بحرانی که همزمان در بوقهای جمکران، مخالفنمایان خارجنشین و به اصطلاح «آزادیخواه» و سایتها و رادیوهای اربابان حکومت دستنشانده مرتباً به آن دامن زده شد. و در چنین دورهای بود که سردار اکبر باز هم «احساس» کرد «شرایط ویژه» بر کشور حاکم شده!
در قاموس رفسنجانی و دیگر عملة استعمار «شرایط ویژه» زمانی بر کشور ایران حاکم میشود که خطر پایان جنگ زرگری وجود دارد و ممکن است برنامة ارعاب روزمرة مردم با مشکل روبرو شود. و امروز چنین خطری بیش از پیش خادمان وفادار استعمار غرب را در تهران تهدید میکند. دلیل «احساساتی» شدن نمایندگان کنگرة آمریکا و ابراز تمایل برای مذاکره با نوکرانشان در جمکران دقیقاً همین است! تصور کنیم که ایالات متحد ناچار شود روابط پنهان با مزدوران خود را در جمکران عادی کند! در اینصورت چه پیش خواهد آمد؟ تکلیف مبارزات سیسالة اکبر رفسنجانی و شرکاء با «شیطان بزرگ» چه خواهد شد؟ تکلیف دکان پرسود تهاجم نظامی آمریکا به ایران چه میشود؟ و از همه مهمتر نتیجة «انتخابات» مضحک جمکران چه خواهد بود؟ برای پاسخ به چنین پرسشهائی ناچاریم یک پرانتز باز کنیم و در مورد «احساس» بیشتر توضیح دهیم.
همانطور که در وبلاگ «احساس و افلاس» گفتیم، محور تبلیغات استحماری «تشویق احساسات» است. دلیل پافشاری ناخداکلمب بر استقرار حکومت دینی این است که «احساسات مقدس» بر روزمرة مردم، روزمرهای که هیچ ارتباطی با احساسات مقدس نمیتواند داشته باشد حاکم شود. در نتیجه، تمام سیاستهای استعمار را در چارچوب مقدسات میتوان «توجیه» کرد. میتوان جنگ ویرانگر و استعماری را که منافع آن به جیب صاحبان صنایع نظامی ایالات متحد سرازیر میشود، «نعمت الهی» خواند؛ و تحریم اقتصادی ملت ایران را «پیشرفت» نامید، هر چند این پیشرفتها فقط زمینهساز «پیشرفت» دلالی، بازارسیاه و گسترش فقر شود. ولی از آنجا که این ترهات را ساواک از زبان «امام سیزدهم» یا «امام چهاردهم» نقل میکند، با سرکوب مردم این ترهات به کلام الهی تبدیل میشود، و هیچکس نمیتواند آن را به زیر سئوال برد.
از طرف دیگر، «احساس» از آنجا که منطقگریز است، فاقد مسیر حرکت «خطی» است. حرکت احساس با افت و خیز و جهش و پرش توام میشود. به همین دلیل است که در یک جامعة دمکراتیک، «انسان»، موجودی تعریف میشود که قادر باشد به صورتی متعادل رفتار کند، و افسار احساسات را در کنترل خود داشته باشد. احساس میتواند به اوج برسد، یا دفعتاً فروکش کند! ولی هرگز به انتها نخواهد رسید، مگر با مرگ انسان. در نتیجه تا زمانیکه انسان زنده است تحریک و تهییج احساسات وی امکانپذیر خواهد بود. و در کشوری که بیش از یک سده است، تبلیغات استعماری احساسات را به ویژه از طریق دینپروری گسترش داده، تحریک افکار عمومی و ارشاد گلة گمشده به مسیر ستیزهجوئی بسیار سهل است.
اربابان سرداراکبر با تکیه بر چنین اصولی ابتدا بوزینههای کفنپوش را در برابر وزارت امور خارجه جمع کردند، و سازمان تبلیغات اسلامی نیز به روند معهود متن سخنرانی رفسنجانی را در راستای شعار همین بوزینهها تنظیم کرد! سخنان اکبربهرمانی تکرار همان ترهات خمینی است که خواهان «وحدت کلمه» و «حضور مردم در صحنه» میشد! سردار اکبر که به اتفاق پاسدار لاریجانی در مجلس روضه و زوزه برای «شهید» مدرس حضور یافته، ضمن تمجید ابلهانه از مدرس، که به ادعای کارفرمایان سید مهدی خاموشی «افکار عمومی» را «هدایت» کرد تا حاکمیت ایران لائیک نشود، تلویحاً از درگاه اربابان پاسدار لاریجانی برای «حضور مردم در صحنه» استمداد میطلبد. میدانیم که مردم کذا، همان اوباش و لباسشخصیهای ساواک و شهربانیاند که با دست الهی آنگلوساکسونها «هدایت» میشوند و مانند «شهید» مدرس «دیانتشان عین سیاست استعمار»است. از اینرو سرداراکبر به مسئولان هشدار داده که دو دستی به اسلام بچسبند تا «حمایت مردم» را از دست ندهند.
ولی ما برای سرداراکبر و همة نوکران ضدامپریالیست آمریکا در منطقه خبرهای بدی داریم! محور طالبانپروری چین و سازمان ناتو که طی سه دهة اخیر فعال بود، امروز شکسته شده! پاکستان دیگر نمیتواند با پشتگرمی به چین و سازمان ناتو به تولید و پرورش جیرهخواران جهادگر آمریکائی ادامه دهد. سایة آنگلوساکسونها از سر حکومت جمکران به آرامی کنار میرود. با حمایت «مردم»، یا بدون حمایت «مردم»، این دستگاه خلافت مسخرة استعمارپرورده دیگر دیری نخواهد پائید.
فیلترشکنهای جدید3دسامبر2008
www.lunchtimesurf.info
www.icanhazproxyburger.info
gasip.cn
www.tenacioussurf.info
www.compatablesurf.info
www.freetimesurfing.info
www.surfedge.info
www.silentrun.info
2n6.info
www.gettofacebook.info
www.freetimesurf.info
www.marko1.net
www.lethack.info
www.specialprxy.info
www.getanywheresurf.info
www.gettosite.info
proxofy.info
harvardeducation.info
implicitwriting.info
www.dxk-radio.com
surfalex.info
www.jumpersurf.info
seedsurf.info
www.flowersurf.info
protectboy.com
www.chaossurf.info
monthlyinitiative.info
www.icanhazprxysurf.info
unblockwith.us
www.actingbypass.info
www.waterfallsurf.info
www.sneakyy.com
3t8.info
www.pivotingsurf.info
hiddenx.info
www.speedyfree.info
metrosurf.info
www.lancersurf.info
www.bobtheproxy.info
uhidden.com
privama.com
www.hideandgonow.com
www.sunshinesurfing.info
www.fastentry.info
www.nolimitaccess.info
harshsalary.info
www.mannies-madness.net
b6x.info
www.prxymyspace.info
www.icanhasfirewall.info
پیام مورخ 11 آذرماه سالجاری در سایت نووستی، بخش «نامههای شما» متعلق به نویسندة این وبلاگ است!
در وبلاگ «شیخبانو» گفتیم که هممیهنان گرامی در سدة اخیر به دلیل فرود آمدن انواع گرزهای «تقدس» و «پرستش» بر فرق بسیار مقدسشان با منطق بکلی بیگانه شده، مسائل را با «احساسات» خود تجزیه و تحلیل میکنند. و میدانیم که برای تجزیه و تحلیل منطقی انسان به «نگاه بیطرف» و به دور از احساسات نیاز دارد. پس با توجه به شرایط فعلی در ایران میتوانیم بگوئیم که حضور استعمار در کشور باعث شده مردم ناخواسته مسائل را از دریچة احساسات بنگرند. در چنین شرایطی است که تاثیر پروپاگاند به اوج رسیده و میتوان با بسیج افکار عمومی، یک «هیستری جمعی» به راه انداخت. دقیقاً شبیه به آنچه پس از سقوط دولت شریف امامی در سال 1357 در تهران شاهد بودیم.
به یاد داریم که دولت شریف امامی به دلیل عملیات خرابکارانة ساواک سقوط کرد و جای خود را به یک حکومت نظامی مضحک به ریاست ازهاری سپرد. حکومتی که در واقع وظیفه داشت زمینه ساز «تظاهرات میلیونی» در تهران جهت سازماندهی کودتای آمریکائیها در 22 بهمن شود.
دمیدن رسانههای غرب در شیپور «احساسات» بیدلیل نیست! به هیچ عنوان! تبلیغ «احساسات» به تقویت همه نوع احساسات به ویژه تعصبات و احساسات «دینی» یا بهتر بگوئیم به تقویت توحش کمک میکند. و توحش با هر گونه «نظم» و «قانون» و «مقررات» در تضاد قرار میگیرد، و به همین دلیل است که احساسات اینچنین جایگاه ویژهای در پروپاگاند استعماری در کشورمان برای خود باز کرده. امروز «فارسنیوز» به نقل از مصطفی کواکبیان چنین تیتر زده بود: «میرحسین موسوی را بیشتر از سایر افراد میپسندم»!
کواکبیان، در یک نظام مدعی تقدس الهی که احزاب نمیتوانند وجود خارجی داشته باشند، دبیرکل «حزب مردمسالاری» است! فارس نیوز در کنار مطلب خود یک عکس مکش مرگ ما هم از کواکبیان چسبانده بود، عکسی که «مردمسالاری» از آن تشعشع میکرد. دبیر کل حزب کذا شباهت فراوانی به داشمشتیهای همیشه در صحنه دارند و جای تعجب نیست که زبانشان نیز به زبان اللهکرمها شباهت داشته باشد. البته علف باید به دهان بزی خوش آید، ولی «پسندیدن» موجود بدهیبت و بیآبروئی به نام میرحسین موسوی که نخست وزیر دوران قاچاق، دلالی، بازارسیاه، جنگ و چپاول هم بوده، معیار صلاحیت سیاسی نیست. اهداف و برنامههای سیاسی یک حزب بر اساس «پسندیدن» تعیین نمیشود، جاهل مسلکی کواکبیان ثابت میکند که شغل اصلی ایشان دبیرکلی حزب نیست، و فعالیتهای حزب ایشان هم به فعالیتهای متعارف یک حزب سیاسی ارتباطی ندارد. سادهتر بگوئیم، «پسندیدن» میرحسین توسط برادر «مصطفی» ارتباطی به سیاست ندارد، چرا که سیاست عرصة واقعیت است نه عرصة احساسات و «پسندیدن».
ولی در نظام «مقدس» که توسط سازمان دینپرور ناتو بر اساس احساسات و تعصبات و تقدسات ساخته و پرداخته شده، و قانون اساسیاش هم، به گفتة صدرحاج سیدجوادی منفور بر پایة «حدیث مسلم» و «فرمایش معصوم» تدوین شده، شرکت در انتخابات ریاست جمهوری نیز بر احساسات امثال کواکبیان تکیه دارد. چرا که برپائی انتخابات در چنین حکومتی فقط شیادی برگزارکنندگان و حماقت شرکتکنندگان را به اثبات میرساند. حال برای مشخص کردن محورهای پروپاگاند استعماری، باز میگردیم به مصاحبة رادیوفردا با مستندساز ایرانی ساکن سوئد، که مستندی تحت عنوان «شهبانو و من» آفریدهاند. این مصاحبه توسط «الهه روانشاد» صورت گرفته.
در آغاز به ما میگویند که جشنوارة «ایدفا»، که فیلم خانم سروستانی هم در آن به نمایش گذاشته خواهد شد، «مهمترین رویداد جشنوارهای برای فیلمهای مستند است.» به این ترتیب مخاطب بدون اینکه بداند چنین تأکیدات الهی واقعیت دارد یا خیر، میپذیرد که جشنوارة مذکور مهمترین است، و فیلمهای با ارزش را به نمایش میگذارد. در مرحلة دوم به ما میگویند، «انقلابیون» که در خیابانها فریاد «مرگ بر شاه» سرداده بودند، فقط با خانوادة پهلوی دشمنی داشتند نه با عملکرد تشکلهای سرکوب استعماری: ساواک، شهربانی و اوباش وابسته به آنها که آشوب و هرج و مرج را در ایران رواج میدادند! به این ترتیب است که رادیوفردا حاشیة امن برای بازوهای سرکوب استعماری تأمین میکند، و این عمل را از طریق شیوة فاشیستی «تمرکز بر یک نقطه» صورت میدهد، تا همة نابسامانیها را به گردن یک خانواده بیاندازد: خانوادة پهلوی!
ولی مگر خانوادة پهلوی بدون تکیه بر شهربانی، ساواک و لباسشخصیهای وابسته به استعمار میتوانست علیرغم نارضایتی میلیونها ایرانی بیش از نیم قرن سلطنت کند؟ یا مگر همین حکومت روضهخوانها بدون حمایت همه جانبة استعمار، شهربانی، ساواک، سپاه، بسیج و اوباش یا همان «دانشجویان معترض» میتوانست سه دهه تداوم یابد؟ نکند اینبار هم قرار است تقصیرها به گردن خانوادة خامنهای یا خانوادة رفسنجانی بیفتد؟ نه! تا زمانیکه دست الهی استعمار از «خانوادة» خامنهای حمایت میکند، این خانواده مظهر قدرت خواهد بود، و به محض چرخش سیاست استعمار، امثال خامنهای از مورچه و مگس هم حقیرترمیشوند، چرا که قدرت فرضی اینان سایة قدرت اربابانشان است. همچنانکه حاکمیت دست نشاندة استعمار سایة استعمار است.
در نتیجه وقتی جرقههای انقلاب از تجمع رفقا زیر پل سید خندان بر میخیزد، و مردم به خیابانها میریزند، در واقع برای «حفظ» ساختار تشکلهای سرکوبگر و «گسترش» آنها در پناه آشوبهای خیابانی است. چنین مهمی بدون جنجال و هیاهو امکانپذیر نیست. و باید بگوئیم که تجمع اخیر بوزینههای کفن پوش ساواک در برابر وزارت امور خارجه در تهران در راستای همین سیاست استعماری سازماندهی شد.
میبینیم که وزارت کشور جمکران در چنین مواقعی هیچکاره است، و دانشجونمایان نیازی به کسب مجوز جهت تجمع و تظاهرات از آن وزارتخانة «محترم» ندارند! اگر در ایران حاکمیتی وجود داشت، مسلماً ماموران انتظامی با تجمعکنندگان کفن پوش برخورد میکردند. چرا که مسیر سیاست خارجی و امور داخلی یک کشور در خیابان و با عربدة مشتی لات و اوباش نمیباید تعیین شود. اصولاً دانشجو جماعت ـ به فرض اینکه اوباش کذا دانشجو بودند ـ صلاحیت تصمیمگیری در امور کشور را ندارد. از نظر قانونی چنین حق و حقوقی برای «دانشجو» یا طلبه در نظر گرفته نشده. اینکه گفته میشود تصمیم در مسائل کشور با «مردم» است، یک ادعای ابلهانه و فاشیستی بیش نیست، ادعائی که از دهان مصدق، امام سیزدهم و دیگر جیره خواران کارخانة رجاله پروری به کرات شنیدهایم. اگر در کشوری دولت و مجلس وجود دارد، تصمیم با «مردم» نیست! فرض بر این است که «مردم» با انتخاب نمایندگان خود اتخاذ تصمیم را به آنان واگذار کردهاند. اینگونه است که «نظم» میتواند بر یک جامعه حاکم شود.
ولی استقرار نظم منافع آنگلوساکسونها را تهدید میکند، در نتیجه آخوند سیستانی در مورد توافقنامة امنیتی آمریکا با عراق خواهان «تصمیم مردم» شدهاند. چرا؟ چون در یک کشور اشغال شده مانند عراق که همة تشکلها نابود شده و اوباش توسط اشغالگران مسلح شدهاند، خروج ارتش آمریکا به معنای جنگ داخلی و استقرار امثال مقتدی صدر در رأس هرم قدرت خواهد بود. ولی در هیچ کشوری «مردم» خواهان حضور اشغالگران نیستند. بنابراین نتیجة همه پرسی در عراق از هم اکنون مشخص است: خروج فوری ارتش آمریکا! نتیجه نیز ابتدا جشن و شادی مردم خواهد بود، سپس جنگ داخلی! البته خروج ارتش ایالات متحد و انگلستان همانطور که پیشتر هم گفتهایم بدون توافق آنگلوساکسونها با روسیه، هند و چین امکانپذیر نخواهد بود، پس حضرت آیتالله سیستانی و حنازرچوبه بیجهت شکمشان را صابون نزنند! با توجه به معرفی اعضای دولت باراک اوباما میباید به ساواک مفلوک جمکران هم بگوئیم ارسال اراذل و اوباش کفنپوش به خیابانها «دیگر اثر ندارد!» پس بازگردیم به مصاحبة رادیو فردا با سروستانی، مستند ساز ایرانی.
سروستانی میگوید به ایران بازگشته و هنگامی که قصد خروج از کشور را داشته در فرودگاه دستگیر شده. به همین دلیل تصمیم گرفته مستند «شهبانو و من» را بسازد! میبینیم که خلق آثار هنری هم در جمکران از روی «احساسات» است. سروستانی از لج بازجوهای جمکران یک فیلم مستند میسازد! بازجوها از او پرسیدهاند، کمونیستی؟ مجاهدی؟ و چون پاسخ سروستانی منفی بوده، به او گفتهاند ای طاغوتی! و سروستانی هم با خود گفته به کوری چشم یاقوتیها یک فیلم طاغوتی میسازم و مستقیم رفته سراغ فرح دیبا، تا ببیند فرح دیبا که مانند سروستانی در تبعید زندگی میکند، چه حالی دارد؟ البته برای اینکه بدانیم ایشان چه حالی دارند کافی است به فعالیتهایشان در فرنگستان نگاهی داشته باشیم: شرکت در عزا و عروسی خانوادههای سلطنتی، حضور در برنامههای تلویزیونی و یادی از گذشتهها و آه و افسوس و ... و اینهمه منهای مسئولیتهای کسالتآور دربار، به اضافة افزایش محبوبیت به دلیل مهوع بودن حاکمیت کنونی. در پایان مصاحبة کذا، الهه روانشاد از خانم سروستانی میپرسد آیا برداشتاش از فرح دیبا عوض شده؟ مستندساز ما هم پاسخ میدهند، که فرح پهلوی را نمیشناختهاند و او را یک زن دیکتاتور «حساب» میکردهاند.
بله! میبینیم که هممیهنان گرامی به دلیل نگرش احساسی به مسائل وقتی هم «حساب» میکنند، یعنی زمانیکه قرار است از احساسات فاصله بگیرند، در توهمات شناور میشوند. سروستانی، فرح پهلوی را نمیشناخته، ولی او را یک زن دیکتاتور حساب میکرده! اگر نظر ما را بخواهید باید در سلامت عقل این هنرمند «تبعیدی» که به ایران هم رفت و آمد دارند دچار تردید شویم، چون فرح پهلوی هیچ نقشی در حاکمیت ایران نداشته که بتوان او را «دیکتاتور» به شمار آورد! توصیه میکنیم ساواک بوزینههای کفن پوش خود را بفرستد تا «این مسئله» را حل کنند. چون اینان مطابق بند «م» وصیتنامة امام سیزدهم همة مسائل را حل میکنند. فارس نیوز در گزارش دیروز خود به نقل از یکی از اراذل حاضر در صحنه نوشته بود:
«مطابق بند م وصیتنامة امام [...] جوانان حزباللهی خود وارد صحنه خواهند شد و این مسئله را حل کنند[خواهند کرد]»
البته فکر نکنید بوزینهها قادراند همه مسائل را حل کنند! یا حکومت جمکران از اراذل «حلال مسائل» تشکیل شده. ابداً! مسائلی هست که هیچکس نمیتواند حل کند. از جمله طرفداری علی لاریجانی از «تئوری پیشرفت فکر سیاسی» یا مسائل احساسی نمایندگان کنگرة آمریکا! پاسدار علیکوچیکه، غلامبچة سفارت و رئیس مسجد جمکران فرمودهاند:
«افرادی که ذهن بستهای دارند و سواد کمی دارند و فکر میکنند به ازای هر تفاوت باید طرف مقابل را حذف کرد [...]این خیلی فکر بدی است [...] باید تنوع فکری را بپذیریم [...] اگر کسی بخواهد این تنوع را از بین ببرد به نظر من تئوری پیشرفت فکر سیاسی را در جامعه نفهمیده است.»
ایشان پس از این سخنان شیوا که در «فارس نیوز» مورخ 11آذرماه سالجاری انتشار یافته، از نیروهای «ملی ـ مذهبی» دعوت کرده تا در سالروز «شهادت» آخوند مدرس، که «سیاستشان عین دیانتشان» کشکی بود، شرکت کنند. ولی مهمترین بخش سخنان علیکوچیکه بخشی است که به «احساس» مربوط میشود، نه به احساس ایشان که به احساس نمایندگان کنگرة آمریکا! پاسدار علی لاریجانی میفرمایند:
«نمایندگان کنگرة آمریکا در نامة اخیر خود بیان داشتهاند که ما احساس میکنیم وقت آن رسیده مذاکراتی فیمابین داشته باشیم.»
میبینیم که «احساس» در تعیین سرنوشت ما ملت از چه اهمیتی برخوردار است. نه تنها خودمان مسائل را با «احساس» حل میکنیم، که نمایندگان کنگرة آمریکا را نیز «احساساتی» کردهایم! این است تاثیر متقابل «فرهنگی»! همانطور که امام سیزدهم آرزو داشتند انقلابشان را صادر کردیم!
فیلترشکنهای جدید2دسامبر2008
www.cascadesurfing.info
www.boomshotsurf.info
www.jumpersurf.info
www.hazproxysurf.info
www.advocatelive.info
www.best-gamingblogs.info
sheka-filter.info
www.chromesurf.info
implicitwriting.info
www.surfedge.info
www.gamesatwork.info
www.chainsawsurfing.info
www.sneakoff.info
www.best-careerblogs.info
largeshield.com
www.mannies-madness.net
www.anonymise.us
www.monopolysurf.info
www.goround.info
www.bigusdickus.info
www.irrationalsurf.info
www.gettoweb.info
www.ninjasurf.com
www.icanhasfirewall.info
www.magicalsurf.info
www.prxysurfprxy.info
www.flowersurf.info
only4me24.com
www.hideandgonow.com
www.easyninja.info
www.crashoverride.info
www.icanhasproxyburger.info
www.freethis.info
www.clearthru.info
www.bobunblocker.info
www.underwatersurfing.info
kq5.info
www.icanhazproxysurf.info
www.undercoversurfing.info
www.p2pmovies.info
2n6.info
www.jumpersurfing.info
www.icanhazprxy.info
www.bypassproxy.us
www.revivalsurfing.info
www.gettofacebook.info
www.sunshinesurfing.info
metrobrowse.info
www.sneakyy.com
flexibleconcrete.info
رادیو فردا مورخ نهم آذرماه سالجاری مسائل و مشکلات ما ملت را با یک «مصاحبه» حل کرد. البته این مصاحبه از آن مصاحبههای عادی و پیشپاافتاده نیست. ابداً! این مصاحبه با «هنرمندی» انقلابی و سابقاً آخوندپرست، به نام «پرشون سروستانی»، انجام شده که به ادعای خود پیشتر در خیابانها «مرگ بر شاه» میگفت، و به قول خود «انقلاب» هم کرده بود! میدانیم که تجمع در خیابان و عربدهجوئی در راه تأمین منافع آنگلوساکسونها را در مرزپرگهر «انقلاب» لقب دادهاند. البته ما از این انقلابها فراوان داشتهایم: «انقلاب تنباکو»، «انقلاب نفت» که به «انقلاب کنسرسیوم» در 28 مرداد انجامید، «انقلاب سفید»، «انقلاب تمدید قرارداد کنسرسیوم» در پس پردة کودتای 22 بهمن، «انقلاب اشغال سفارت آمریکا»، انقلاب «نعمت الهی»، «انقلاب حماسة دوم خرداد»، و بالاخره انقلاب ناکام 18 تیر که به افتضاح مهرورزی منجر شده! چرا که ایشان از تحقق برنامة جنگافروزی گاوچرانها عاجز ماندند، و ما هم از مطلب دور افتادیم!
خانم سروستانی از شدت مهر و علاقه به «انقلاب شکوهمند»، امروز به «مخالف» تبدیل شده، و در سوئد رحل اقامت افکندهاند. این انقلابی سابق، و این مخالف فعلی حکومت جمکران که در «یخآباد» سوئد سکونت دارند، روزی راهی ایران شدند، ولی در فرودگاه «انقلاب» مورد شکنجه و بازجوئی قرار گرفتند! خلاصة کلام ایشان یک هنرمند مؤنث خارج نشیناند که پس از سی سال به درخواست سوئد به یاد آوردهاند که تعدد زوجات عمل بسیار بدی است! ولی نمیدانیم این هنرمند چرا ناگهان از لج ملایان یک مستند به نام «شهبانو و من» ساختهاند! در هر حال، طبق روال معمول باید جایزهای هم به ایشان تعلق گیرد! اصولاً این غربیها در پخش جوایز رایگان به استعدادهای شکوفا و گمنام جمکران استاد شدهاند. خلاصه بگوئیم خانم سروستانی که یکی از افتخارات ایران زمین در سوئد به شمار میروند، پیش از مصاحبه با اهالی رادیوفردا یک ملاقات هم با فرح پهلوی داشتهاند، و «مهم» همین است! چرا که گزارش رادیوفردا از زبان «خواهر» سروستانی به ما تفهیم میکند، که هنرمند گرانمایه از انقلاب خود سخت پشیماناند و ضمن تهیة مستند از فرح پهلوی چنین «احساس» فرمودهاند که فرح پهلوی هم از کردة خود پشیمان است! و خلاصة مطلب «هر دو ایرانیاند!»
میدانیم که اصولاً اهالی مرزپرگهر، به دلیل بهرهمندی از یک سده حکومت «نظامی ـ استعماری» که در قالب «شیخ و شاه» بر کشور ایران تحمیل شده به شدت احساساتی شدهاند، همه چیز را هم خیلی زود «احساس» میکنند! چرا که طی این سدة نکبتبار، چماق چندین نوع پرستش را همزمان نوشجان کردهاند. پرستش «خدا، شاه، میهن»؛ پرستش قهرمانانی از قماش مصدقالسلطنه؛ و همزمان پرستش مرگ و قهرمانان جاودانهای چون حسین در کربلا! البته پرستش نوع اول با موزیک و سرودهای «ملی ـ میهنی» توأم بود، ولی پرستش نوع دوم بدون موزیک است؛ فقط زوزه و روضه و ضجة «متن» دارد. و در مرز این دو پرستش هم موسیقی ایرانی جای گرفته! و جای تعجب نیست که «موسیقی» هم رفته، رفته جای خود را به نوحه، روضه، گریه و سوگواری داده باشد.
بله نیاکان ما از قمرالملوک وزیری، دلکش و ویگن آغاز کردند، که هم صدائی داشتند و هم هنری، تا نوبت رسید به جدیدترها! «دویدیم و دویدیم دو تا خاتونی دیدیم»؛ رسیدیم به ستار و داریوش و ... که متخصص «روضههای مدرن» هستند. گویا هنوز در قید حیات باشند. در کالیفرنیا میخوانند ـ روضههایشان را! پس به بانو سروستانی باید حق داد، هر کس دیگری هم بجای ایشان بود احساساتی میشد، و عین ایشان همه چیز را آناً «احساس» میکرد، از جمله تغییر عقیدة فرح پهلوی را! خلاصه زمینه برای اجرای پروژة برادر مکفال مساعد به نظر میرسد، پس بهتر است «برادران» در جمکران دست به کار شده عربدهجوئی و لاتبازی را از سر بگیرند، با پوشیدن کفن و زوزة جهاد، و با فریاد مرگ بر این، و مرگ برآن زمینة بازگشت «شاه» را فراهم آورند که «شیخ» هر روز بیش از پیش بیچاره و درمانده میشود. دلیل هم اینکه، شاه، میتواند شهبانو داشته باشد، ولی شیخ نمیتواند «شیخبانو» داشته باشد. و این مسئله در استراتژی جهانی اهمیت بسیار دارد. دلیل احضار شیخ بحرین به مسکو همین فقدان شهبانو است. گذشته از این، پرزیدنت مدودف از مایکلجکسون هیچ خوشش نمیآید! ایشان خوش سلیقه و از طرفداران گروه «دیپ پرپل» به شمار میروند.
هر گامی که سازمان جنگ طلب ناتو به عقب بر میدارد؛ هر روز که به کنفرانس صلح مسکو نزدیکتر میشویم؛ زوزة سگهای هار استعمار در ایران بیشتر اوج میگیرد. تعلیق روند عضویت گرجستان و اوکراین در سازمان ناتو، قطع مذاکرات صلح هند با پاکستان و لغو سفر گیلانی، نخست وزیر پاکستان به هنگکنگ، پس از امضای توافقنامة امنیتی عراق با ایالات متحد، سنگهای متعددی بود که هر یک چون صخره بر سر حکومت گورکنها و اربابانشان فرود آمد. چرا که برخلاف اظهارات ابلهانة آخوند جنتی در وقوقیة هشتم آذرماه سالجاری ـ وقوقیة کذا مانند دیگر انواع آن توسط «سازمان تبلیغات اسلامی» یا همان «سازمان» تدوین شده بود ـ شش ماه دیگر هیچ رفراندومی در عراق برپا نخواهد شد! ولی به موجب همین توافقنامه، دولت آمریکا متعهد شده که از خاک عراق برای تهاجم به همسایگان این کشور استفاده نخواهد کرد. به عبارت دیگر گورکنها رؤیای تهاجم نظامی آمریکا به کشورمان را به گور خواهند برد. البته تعهدات آمریکا در توافقنامة امنیتی با عراق در واقع تعهد در برابر روسیه، چین و هند است، نه در برابر دولت دستنشاندة عراق. در نتیجه سپاه پاسداران منافع استعمار و اربابان دیگر نمیتوانند سناریوی «گروگانگیری» تکرار کنند، و دعوتنامة رسمی برای سازمان سیا و پنتاگون بفرستند.
همانطور که در وبلاگ «خاموشی در بحرین» گفتیم، آنگلوساکسونها رؤیای احیای شمشیر دو لبة «اسلام ـ اتحاد جماهیر شوروی» را هنوز در سر میپرورانند. و به همین دلیل است که خیابانهای تهران دوباره صحنة تاخت و تاز عملة استعمار شده، عملهای که همان شعارهای پوسیده و نخنمای سیسال پیش را که صدها بار دولتمردان جمکران رسماً استفراغ کردهاند، در خیابانها با ولع تمام میبلعد! البته به دلیل جمعآوری رهبران اوباش، این روزها ساواک مجبور شده عملة استعمار را تحت عنوان «دانشجویان معترض» راهی خیابانها کند. خلاصه، به زعم ناخداکلمب «دانشجو» در فضای اجتماعی امروز هنوز میتواند از همان وجهة دوران جنگ سرد بهرهمند شود! حداقل میتوان اذعان داشت که «برداشت» اطاق فکر امپراطوری کهنهپرستی چنین بوده! در نتیجه امروز یک گلة افسارگسیخته از کفنپوشان دانشجونما را در برابر وزارت امورخارجة گورکنها جمع کردند، تا عربدة «جهاد» با اسرائیل و آمریکا سر دهند!
از آنجا که کهولت باعث خرفتی و فراموشی میشود، ما به کارخانة رجاله پروری یادآوری میکنیم که عربدهجوئی و لاتبازی با نقاب «دانشجو» اصلاً دیگر خریداری ندارد. و دلیل ناکامی کودتای 18 تیر این بود که مردم ایران از جنجال و هیاهوی دانشجونمایان و جیرهخواران ساواک دیگر پشتیبانی نمیکنند و به خیابانها نخواهند آمد. دیگر سازمان ناتو نمیتواند یک کودتای جدید را در بستهبندی «انقلاب پرشکوه» به مردم حقنه کند. ولی خوب از آنجا که برای خرفتی هنوز درمانی پیدا نشده، پادوهای ناخداکلمب هنوز به همان آهنگ سیسال پیش میرقصند.
به گزارش فارسنیوز، مورخ دهم آذرماه سالجاری، صدها تن از دانشجونمایان در برابر وزارت امورخارجه تجمع کرده، از یک و نیم میلیارد مسلمان درخواست کردند تا به جنایات اسرائیل در فلسطین و سکوت اعراب اعتراض کنند. سازمان تبلیغات اسلامی هم شعارهای دانشجونمایان را به دو زبان فارسی و عربی تدوین کرده بود، تا فعلة ساواک به دو زبان زوزه بکشند. اینهم از «پیشرفت و ترقی» حکومت روضهخوانهای جمکران. باز هم بگوئید آخوند با پیشرفت مخالف است! سازمان سیدمهدی خاموشی سی سال وقت گذاشت تا چند شعار پلاسیدة دوران ریاست جمهوری جیمیکارتر را به زبان عربی سره ترجمه کند. مسلماً «برادران» در ساواک خیلی زحمت کشیده و عرق ریختهاند، شاید بهتر بود مستر محمدعلی رامین این مهملات را به زبان مادری خود «انگلیسی ـ دزفولی» ترجمه میکردند! و اما توسریهائی که نصیب طالبان منطقه شده فقط «از نتایج سحر است!»
اتفاقاً «سازمان» سید مهدی هم شعارها را متناسب با ابعاد شکست اربابان آنگلوساکسون تهیه و تنظیم کرده بود: نبرد با آمریکا، نبرد با اسرائیل، بستن تنگة هرمز و خلاصه گندهگوئیهای دوران طلائی «نعمت الهی» دوباره بر سرزبانها بود. دانشجونمایان همان شعارهای دوران جنگ با عراق را سر داده، به مقام معظم رهبری اطلاع میدادند که، «ما برای جهاد آمادهایم»! رهبرفرزانه هم گریهکنان میفرمودند، «افسوس که آن دولت بیدار بخفت.» ولی نمیباید فراموش کرد که مهمترین دلیل عربدهجوئی عمال استعمار در ایران تضعیف دولت اسرائیل است. همانطورکه گفتیم فاشیستها همزمان زورپرست و سلطهطلباند. در نتیجه از تضعیف رهبر خود به هراس افتاده تلاش میکنند جایگزینی برای «رهبر فرسوده» بیابند. چرا که «رهبر» در ضمائر فاشیستها «پدر پرقدرت» را تداعی میکند. پدری که نماد زمینی قدرت الهی است. در عرصة سیاست، این جایگزینی یک مجموعه را شامل میشود و به نوع رهبر بستگی دارد. اگر رهبر کذا سازمان ناتو باشد، حکومتهای دستنشاندهاش از طریق جنگ و بحران تقویت میشوند، تا زمان براندازی فرا رسد. یعنی زمانیکه دیگر تقویت حکومت دست نشانده امکانپذیر نباشد.
امروز «برادر» بهزاد نبوی که مانند دیگر عملة استعمار در هوش و ذکاوت شهرة شهراند، فرمودهاند حکومت «از دولت بیکفایت حمایت میکند، چون میگوید دولت برانداز نمیخواهد.» البته دولت بیکفایت همین دارودستة مهرورزی است، و دولت برانداز نیز دارودستة خاتمی را گویند. ولی هر دو در واقع هم بیکفایتاند و هم برانداز، چرا که آمریکا، رهبر واقعیشان در عراق و افغانستان گیر افتاده و بزودی در پاکستان هم زمینگیر خواهد شد. ولی بین خودمان بماند تاکنون شنیدهاید که حاکمیتی از «دولت برانداز» حمایت کند؟ دولت برانداز همان دولت کودتاگر است، و برادر بهزاد نبوی به دلیل حماقت ذاتی یکبار دیگر بند را حسابی آب دادهاند. اصولاً جیرهخواران استعمار اینروزها پنهانکاری و ملاحظه را دیگر کنار گذاشتهاند.
امروز فارس نیوز به نقل از معاون فرهنگی سازمان اوقاف گزارش داد که، «بزودی گلبانگ اذان در مساجد کشور به صورت زنده اجرا خواهد شد!» از این پس نه تنها اذان در مساجد به صورت زنده اجرا خواهد شد، که روند گسترش سیاست استعمار غرب هم درخیابانها به صورت زنده اعمال میشود. آنهم توسط عملة ساواک!
در تجمع امروز دانشجونمایان فردی به نام احمدی، ضمن انتقاد از برقراری روابط با مصر میگوید، «ما از دولت نهم انتظار داشتیم اسرائیل را نابود کند! اسرائیل سرنوشتی جز اسلواکی و یوگسلاوی نخواهد داشت؛ اولمرت و شیمون پرز خودشان گفتند!» البته برادر احمدی که متخصص امور سیاسی هم هستند، نمیدانند که یوگسلاوی را ارتش ناتو تجزیه کرد، و اینکه جنگ در منطقه فقط به تقویت سازمان جنایتکار ناتو منجر خواهد شد. شاید هم میدانند و خود را به خریت زدهاند که اینگونه سر چهارراهها محبوب خاص و عام شوند. چرا که مردم ایران به دلیل پیوند فرهنگی با ملانصرالدین به الاغ جماعت علاقة فراوانی دارد، به ویژه اگر این قماش الاغ مانند احمدیها دانشجو و سیاستمدار هم از کار درآیند و سخنان حکیمانه بر زبان رانند:
«دولت انقلابی نهم بایستی [...] با ادبیات امام علیه استکبار جهانی دست به عمل بزند ادبیات تنشزدائی ادبیات اسلام آمریکائی است[...]»
یک سر دیگر از اللهکرمهای حاضر در محل به نام «لنگری» نیز از سوی «جوانان ایرانی» آمادة نبرد با اسرائیل بودند. ولی از همه مهمتر سخنان فردی به نام شهبازی است، که خواهان «انتقال مرزهای مبارزه» به مرز اسرائیل شده، تا حاکمیت الله در جهان اسلام مستقر شود! این شهبازی باید مانند انواع اللهکرم به زندگی در باغ وحش علاقة فراوان داشته باشد.
حال بازگردیم به انقلابی سابق، سروستانی خودمان که مستندساز هم شدهاند! این هنرمند «ایرانی»، در مصاحبة خود با رادیوفردا خیلی «ذکر» انقلاب گرفته و مدام از «انقلابیدن» خود برایمان قصه میگوید: «من انقلاب کردم، من در خیابان بودم، من اینجا بودم، من آنجا بودم، من مرگ بر شاه گفتم، و...» و خلاصه بگوئیم اصلاً سرنگونی حکومت پهلوی آنهم در مرز اتحاد جماهیرشوروی، فقط به دلیل حضور ایشان صورت گرفته، بدون دخالت بیگانه! فریادهای انقلابی سروستانی در خیابانها و خوی استکبارستیز و سازشناپذیر امام سیزدهم همة اینکارها را کرد! ولی اینهمه فقط نشان از بیانصافی رادیو فردا دارد، چرا که این رادیوی بدجنس، نخستین «جرقههای انقلاب» که از تجمع رفقای تودهای زیر پل سیدخندان برخاست، و نقش این جرقهها در سرنگونی رژیم شاه را بکلی از قلم انداخته!
فیلترشکنهای جدید1دسامبر2008
www.beboprox.com
www.best-acneblogs.info
www.best-careerblogs.info
www.bypassproxy.us
s-proxy.com
3t8.info
protectboy.com
only4me24.com
implicitwriting.info
www.hideandgonow.com
unblocksecure.com
uhidden.com
www.p2pmovies.info
harvardeducation.info
unblockedsecure.com
hiddenx.info
www.surfwideweb.com
www.faqtup.com
directcompetitor.info
seedsurf.info
internationalamount.info
sheka-filter.info
freearea4u.info
www.phonemax.info
https://twolulu.com
www.surfedge.info
metrobrowse.info
pooxe.info
discostu.info
www.bigusdickus.info
economicobstacle.info
www.best-gamingblogs.info
learningmathsonline.info
forgetschool.biz
dominantcan.info
unblockwith.us
privama.com
www.waurs.com
harshsalary.info
www.goodbyeip.com
www.actingbypass.info
www.advocatelive.info
unblocktreasure.com
openacs.info
0h3.info
proxy-rank.net
www.easytattoo.info
stealthysurf.net
ancientproxy.info
largeshield.com
کودتای بلشویکها که حدود هشت دهه روسیه، خاورمیانه و سپس هند را در سکون و انزوا فرو برد چنان به مذاق نزولخورهای «سیتی» لندن خوش آمده که همزمان قصد احیای اتحادجماهیر شوروی و گسترش توحش اسلامی در ایران را دارند. بله! آنگلوساکسونها دوباره به این صرافت افتادهاند که تقویت دو شاخة پرسود «اسلام ـ کمونیسم» بازده خوبی خواهد داشت! تحکیم این فضای دو قطبی با کودتای بلشویکها در اکتبر 1917 آغاز شده، در سال 1921 با کودتای میرپنج به اوج رسید. علیرغم فرسایش استالینیسم و حکومت توحش اسلامی، آنگلوساکسونها دست بردار نیستند. اصولاً این جماعت به هر چه پوسیده و فرسوده و گندیده است دل میبندند. اگر به حاکمیت جمکران با دقت بنگریم، خواهیم دید که از غار حرا در صدر اسلام به تهران صادر شده! لباسهای نخست وزیر بریتانیای «کبیر» را هم اگر با چشم بصیرت بنگریم، خواهیم دید که البسة کذا را از کمد لباس «توماس مور» ابتیاع کردهاند! از علیاحضرتشان هم هیچ نمیگوئیم، آنقدر پشتکار دارند که یک ولیعهد60 ساله به جهان اسلام تقدیم کردهاند! بله، هم اینان اینک سعی در احیای اتحاد جماهیر شوروی و تقویت بازوی سرکوب اسلام، «سازمان تبلیغات اسلامی» را در ایران دارند.
این سازمان استحماری که با استقرار حکومت فدائیان اسلام در کشورمان تأسیس شده، جهت کودتای فرهنگی، جدیداً وظائف و اختیارات نوینی بر عهده گرفته. به گزارش «فارس نیوز»، مورخ 29 نوامبر 2008، اساسنامة جدید سازمان تبلیغات اسلامی به تصویب رسید. این سازمان یکی دیگر از شاخههای سرکوب استعمار غرب است که وظیفة «فرهنگستیزی» و گسترش ابتذال در حکومت اسلامی را بر عهده دارد. ابتذال وقتی به زیور توحش اسلام نیز آراسته باشد، در حکومت جمکران پذیرفته خواهد شد، چرا که این حکومت خود آئینة تمام نمای ابتذال اسلامی است. متن کامل اساسنامة این تشکل سرکوبگر که آخوند مهدی خاموشی با دلارهای نفتی در رأس آن نشسته، در «فارسنیوز» منتشر شده، و ما در این فرصت به چند ماده از آن اشاره میکنیم، تا به این ترتیب بخشی از وسعت دامنة سرکوب در حکومت اسلامی را به نمایش بگذاریم.
سازمان تبلیغات اسلامی که قرار است از این پس «سازمان» نامیده شود تا کمتر ایجاد نفرت کند، در سال 1358 تاسیس شد. فارس نیوز مینویسد، به فرمان خمینی، ولی امام سیزدهم هر چند تبلور کامل توحش و تحجر بودند، سازمانهای سرکوب تاکنون به «فرمان استعمار غرب» و با امضاء مترسکهای استعمار در ایران تأسیس شده، و «سازمان» نیز از این روند کلی مستثنی نخواهد بود. از جمله وظائف «سازمان» تنظیم مطالبات استعمار غرب در قالب خطبههای نماز جمعه است که حدود سه دهه افتخار شنیدن آن را داریم. و شاهدیم که خطبههای کذا در راستای تأمین منافع سازمان ناتو در برابر اتحاد جماهیر شوروی تنظیم شدهاند. و حتی امروز که اتحاد جماهیر شوروی دیگر جود ندارد، روال این خطبهها هیچ تغییری نکرده. چرا که مطالبات سازمان ناتو مانند احکام الهی غیر قابل تغییر است. به همین دلیل در اساسنامة تشکل کذا تأکید شده که این سازمان در چارچوب «سیاستهای مقام رهبری» اداره میشود. سیاستهای مقام رهبری چیست؟ همان سیاستی که طی سه دهة اخیر شاهدیم: مزدوری و نوکری برای آمریکا، از طریق کوبیدن بر طبل جنگ و تحریم.
چرا؟ چون هر کجا جنگ و شورش و بینظمی به راه افتد راه رشد و توسعة ملتها مسدود شده منافع سرمایه سالاری غرب تأمین خواهد شد، و هر جنگ و شورشی به تقویت سرمایهسالاری جهانی میانجامد. دلیل تهاجم گستردة تروریستی به شهر بمبئی در هند را در همین نکتة پیش پا افتاده میباید جستجو کرد. سازمان دمکراسی پرور ناتو اخیراً با برادران مسلمان در سومالی که به یک منطقة آشوبزده تبدیل شده، بساط راهزنی دریائی را سازمان داده، و به ربودن کشتیها و امر مقدس باجگیری مشغول است. اهالی ناتو باجگیریهای پر سر و صدا را نیز از نوکران خود در جمکران و عربستان آغاز کردند تا سوءظن جهانیان برطرف شود! و کسی به دزدان دریائی مظنون نشود و زبانمان لال فکر نکند راهزنان با آن سازمان صلح طلب و عدالت گستر ارتباطی دارند. یا بهتر بگوئیم کسی فکر نکند این راهزنان تجهیزات خود را از دستهای مقدس ناتو دریافت میکنند، و مانند طالبان و اعضای القاعده توسط این سازمان «آموزش» میبینند.
ولی تهاجم تروریستی به هند، و واکنش رسانههای غرب به این تهاجمات نشان داد که مهاجمین به ایستگاه راهآهن، بیمارستان و مراکز توریستی شهر بمبئی بجز سازمان خداجو و دین پرور ناتو رهبر دیگری نمیتوانند داشته باشند. گزارشهای رسمی پلیس هند حاکی از آن است که در میان تروریستها، بیگانگان رنگین پوست به ویژه «سیاه پوست» حضور داشتهاند. سایت نووستی، مورخ 28 نوامبر هم به این مطلب اشاره کرده.
اما سایت «دویچه وله»، مورخ 27 نوامبر از رخدادهای هند «تفسیر» جالبی ارائه میدهد که شباهت فراوان به سخنرانیهای خمینی دجال در دوران پهلوی دارد. به گفتة رادیو آلمان، «مسلمین» که خود را «مجاهدین دکن» میخوانند، دولت مرکزی هند را «غاصب» میدانند! بد نیست بدانیم که بمبئی، پایتخت اقتصادی هند جزو همین منطقة دکن است! دویچه وله در تفسیر شیوای خود میفرماید، چون پیش از استقلال هند «مسلمین» در این منطقه نفوذ داشتهاند، اکنون ادعای حکومت بر این منطقه را دارند! عجیب است که مسلمین کذا زمانی که استعمار انگلیس پاکستان را از هند جدا میکرد، خفقان گرفته بودند. و جالب اینجاست است که «دویچه وله» این مطلب را از زبان خود عنوان میکند:
«در گذشته و پیش از استقلال هند، مسلمانان در این منطقه نفوذ زیادی داشتند و نسبت به آن دعوی تاریخی دارند.»
چه خوب! در گذشته و پیش از استقلال عربستان، اردن، عراق، و... ترکهای عثمانی بر این مناطق حاکم بودهاند، پس نمیباید تعجب کرد که بر اساس استدلال دویچه وله امروز ترکیه حق داشته باشد براین مناطق ادعای حاکمیت کند! یا اینکه در گذشته و پیش از استقلال کرواسی، این کشور از ساتراپیهای امپراطوری هخامنشی بود، پس امروز ایران هم میتواند نسبت به این کشور «دعوی تاریخی» داشته باشد! به نظر میرسد اهالی دویچهوله مانند گورکنهای جمکران قوانین بینالمللی را به رسمیت نمیشناسند و به همین دلیل است که چنین ترهات بیاساسی تحویل مخاطبان فارسی زبان میدهند. اما صدای «دلنواز» آلمان در ادامه یک گام دیگر به سوی حکومت اسلامی برداشته میگوید، دولت هند «کافر» است! البته رادیو آلمان این مهملات را از زبان گروههای افراطی نقل میکند، ولی به مصداق سکوت علامت رضاست، در رد این مزخرفات هم هیچ نمیگوید:
«[...] در هند گروههای افراطی بسیاری [...] دولت مرکزی هند را کافر و غاصب میدانند.»
این هم پیامد واقعی نشست «اتحاد اسلام و مسیحیت» در واتیکان! در واقع، به گفتة دویچه وله، جانا سخن از زبان ما میگوئی! دولت هند «کافر» است، چرا که بجای اینکه هند را به طویلهای چون عربستان و پاکستان یا جمکران تبدیل کند، از هند بزرگترین دمکراسی جهان را به جامعة بشری تحویل داده. و این امر اصلاً به مذاق کسانی که دمکراسی را ارث پدری اسقف ویلیامز و فرزندان پاپ و هیتلر میدانند، خوش نمیآید. در نتیجه «دویچه وله» نیز به نوبة خود به هند هشدار میدهد که دیگ خشم «بنیادگرایان» از ثبات و آرامش و رشد و ترقی سخت به جوش میآید. و خلاصة مطلب، ملتهای غیرمسیحی بدانند و آگاه باشند که پیشرفت و ترقی خارج از اروپای غربی و به ویژه خارج از قلمرو کلیسای کاتولیک از نظر سازمان ناتو «کفر» محسوب خواهد شد. آشفتگی و عقبافتادگی در کشور ترکیه برای همین تداوم یافته که از «قل، قل» کردن دیگ خشم مسلمین ممانعت به عمل آورند:
«هر کشوری که بخواهد از ثبات و آرامش برخوردار شود، یا در جهت رشد و ترقی و ساختن جامعهای به سامان گام بردارد، خواه ناخواه نفرت و کینه بنیادگرایان را برمیانگیزد.»
این را میگویند موضعگیری صریح و قاطع! اتفاقاً حکمت تأسیس سازمان تبلیغات اسلامی ریشه در همین «آموزههای» دویچه وله دارد. به موجب مادة سوم اساسنامة «سازمان»، تشکل کذا موظف است «اندیشة تابناک» اسلام و «تقویت روح عبودیت الهی» را به ویژه در نسل جوان تقویت کند! به این ترتیب نسل جوان میآموزد که آرامش، ثبات، ترقی و پیشرفت با روح عبودیت الهی و منافع اعضای ناتو در تضاد قرار میگیرد. سازمان همچنین مأموریت دارد که توطئههای «فرهنگی ـ تبلیغی» بیگانگان را شناسائی کرده و با تکیه بر «جامعیت اسلام»، انحطاط و بطلان مکتبهای انحرافی را تبیین کند! یکی از مهمترین وظائف این سازمان «مدرنیزاسیون» یا پیش بردن روند کودتاهای اسلامی، جهت «حذف شیوههای سنتی» است که «نامتناسب» با ارزشهای اسلامی برآورد خواهند شد! البته «شیوههای نامتناسب» پیشتر توسط «اتاق فکر» در سازمان سیا مشخص میشود؛ «سازمان» مفلوک اسلامی فقط مسئولیت «حذف» آنها را بر عهده میگیرد.
میدانیم که نوروز و چهارشنبه سوری نیز با ارزشهای اسلامی هیچ نسبتی ندارد و در واقع باید حذف شود، تا ایران بیش از پیش به عربستان و امارات شباهت یافته، بازار مکارة آنگلوساکسونها کاملاً «یکدست» شود. آنوقت است که ما ایرانیان هم از نعمت حضور هنرمندی چون مایکلجکسون میتوانیم بهرهمند شویم. چرا که ایشان اسلام آوردهاند و همة فعالیتهایشان از جمله کودکبارهگی، اسلامی و متناسب با ارزشهای «سازمان» خواهد بود. شاید پرزیدنت مهرورزی هم جهت دعوت از مایکل جکسون به جمکران راهی امارات شدهاند. در هر حال کشورهای مبتلا به طاعون اسلام هنرمندشان هم باید مایکل جکسون باشد. هم کودکباره است، هم بیهنر و هم مقلد. خلاصه تمام ارزشهای «متناسب» اسلام را در خود «جمع» کرده. بهتر بگوئیم، ایشان اصولاً مانند دین مبین «جامعیت» دارند. به همین دلیل میتوانند دست در دست سید مهدی خاموشی، برای شخم زدن «فرهنگی» ایران و اجرای اساسنامة «سازمان» به حضور رهبر فرزانه هم مشرف شوند. «کرم نما و فرود آ، که خانه، خانة توست.»
حکومت جمکران و اصولاً اتحادجماهیر نوکری فقط پسر کشیش جکسون را کم داشت که به «کمال» برسد و «معنویت» خود را به اثبات برساند. این حضرت به مراتب از آن سگهای هار که در عراق، افغانستان و ایران رها شدهاند خطرناکتر است، چون برای «تماشایاش» پول هم باید پرداخت کرد. حداقل آن سگها بدون چشمداشت به دلارهای پشتسبز کارشان را انجام میدهند. در هر حال وظیفة مایکل ـ ایشان پس از تشرف به اسلام «میکائیل» نامیده میشوند ـ همراهی با سید مهدی خاموشی در اجرای اساسنامة جدید خواهد بود. به عبارت دیگر، مجموعة مایکل و سیدمهدی خاموشی، همان مردمسالاری «کاسه و شمشیر» است که در صدر اسلام هم داشتیم. مایکل، با تقلید ناشیانه از جیمز براون میرقصد، سید مهدی هم کاسة گدائی به دست گرفته پول جمع میکند. هر کس هم «رأی» در کاسة سید مهدی نیاندازد، مشمول اساسنامة سازمان خواهد شد، که به گفتة فارس نیوز، عبارت است از «دفاع از اصول اسلام»، «طراحی شیوههای نوین تبلیغی فراگیر، غیرمستقیم و اثربخش». به زبان آدمیزاد آنرا «پروپاگانداسلامی» گویند.
پروپاگاند، همانطورکه پیشتر هم اشاره شد، «منطقگریز» و «عقلستیز» است و از طریق تحریک احساسات تودهها، مسیر حرکت افکار عمومی را مشخص میکند. به زبان سادهتر، آنگلوساکسونها قصد «هدایت گلة گمشده» به سوی یک اسلام نوین را دارند. البته اینبار از «طریق علمی»! براساس مادة 14 این اساسنامة ابلهانه و متناقض، سید مهدی باید با توسل به پروپاگاند از توحش اسلام دفاع کند و با توسل به «شیوههای علمی» با ادیان دیگر که در اساسنامة کذا «ضداسلامی» خوانده میشود به مقابله برخیزد! درست همانکاری که پاسدار اکبر، سروش و دیگر عملة فاشیسم به آن اشتغال دارند: توسل به «استدلال منطقی» برای اثبات یا نفی پدیدهای کاملاً غیرمنطقی و مبهم که «دین» نامیده شده! میبینیم که سایت رادیوزمانه بیجهت ترهات پاسداراکبر را برایمان منتشر نمیکند. بدون این مهملات نوسازی اساسنامة سازمان تبلیغات اسلامی امکانپذیر نمیشد. همچنانکه ترجمة سه جلد کتاب کولاکوفسکی پیرامون مارکسیسم مسلماً به «رفقا» کمک خواهد کرد تا بجای تجمع زیر پل سیدخندان که به نخستین جرقههای «انقلاب شکوهمند» منجر شد، در کنسرت اسلامی مایکل جکسون تجمع کرده و مطابق اساسنامة «سازمان» و توصیة خواهر سپیده صلحجو، «سطح آگاهی و بینش دینی» مردم را هم ارتقاء بخشند.
به موازات تقویت و احیای توحش اسلامی در منطقه، کمونیستهای نازنازی روسیه هم خواهان احیای اتحاد شوروی شدهاند. و خبرگزاری«حنازرچوبه»، مورخ نهم آذرماه سالجاری، در حالی که با دمش گردو میشکست، این خبر بهجت اثر را با کد خبر 244087، تحت عنوان «روسیه باید در روابط با غرب تجدید نظر کند» منتشر کرده. این پیشنهاد جادوئی از سوی «گنادی زوگانوف»، رهبر حزب کمونیست روسیه مطرح شده! و هرچند جای تعجب نیست، ولی ما علامت تعجب میگذاریم! چرا؟ چون تاواریش زوگانوف فرمودهاند، «روسیه بجای همکاری با سازمان ناتو و غرب، بهتر است روابط خود را با جمهوریهای شوروی سابق، آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین گسترش دهد.» بعله! گفتیم که خادمان حرم مقدس مککارتیسم بیدلیل سراغ کولاکوفسکی نرفتهاند، کارفرمایانشان «رویائی دارند»! رویائی که با رویای کشیش لوترکینگ هیچ ارتباطی ندارد! سازمان هوور، «آشپزی» برای تبلیغات رفقا در حزب توده را بر عهدة عباسمیلانی، و نانوائی برای تنور اسلام را بر دوش پاسداراکبر گذارده. و اهالی «حنا زرچوبه» هم پنداشتهاند در همچنان بر پاشنة دوران استالین میچرخد، چرا که در سیزدهمین کنگرة سالانة حزب کمونیست روسیه هیئتهائی از کشورهای دیگر از جمله گرجستان و حتی انگلستان هم شرکت داشتهاند! و خلاصه نسیم «انقلاب اکتبر» در کلة پوک بعضیها وزیدن گرفته.
فقط آنگلوساکسونهای هوادار احیای دو شاخة «اسلام ـ اتحادجماهیرشوروی» و نوکرانشان یک نکتة مهم را فراموش کرده، و از هول هلیم توی دیگ افتادهاند. حاکمیت روسیه بر خلاف سال 1917، در موضع ضعف نیست و تاواریش لنین هم دیگر در قید حیات نیستند که جهت کودتا از راه آلمان با ترن مخصوص روانة روسیه شوند. و اما در ایران! در کشور ایران، اسلام و حکومت اسلامی به پایان رسیده، و هر چه اساسنامه برای «سازمان» تدوین شود، این سازمان که سهل است، هیچ سازمان دیگری در چارچوب این حکومت کارآئی نخواهد داشت، و هیچ حرکت دیگری هم با تکیه بر بساط دینفروشی نمیتواند در ایران به موفقیت دست یابد. در نتیجه تنها برگ برندة آنگلوساکسونها در منطقه همان مایکل جکسون باید باشد، که اینبار همزمان نقش لنین، کلنل میرپنج و خمینی را بازی خواهند کرد، البته این عملیات در قصر آلخلیفه و در جزیرة سابقاً ایرانی بحرین صورت میگیرد!
فیلترشکنهای جدید30نوامبر2008
pooxe.info
directcompetitor.info
hiddendetention.info
awsomesurf.info
surfjack.info
www.theespresso.info
www.p2pmovies.info
www.bloxgo27.info
noclass.info
www.bloxgo18.info
https://twolulu.com
www.wazzo.org
www.bloxgo11.info
www.bloxgo46.info
www.bloxgo34.info
www.best-gamingblogs.info
www.bloxgo1.info
www.bloxgo19.info
www.bloxgo8.info
www.bloxgo49.info
www.bloxgo23.info
largeshield.com
www.bloxgo7.info
www.bloxgo9.info
www.bloxgo24.info
www.bloxgo50.info
www.bloxgo33.info
www.bloxgo20.info
www.bloxgo15.info
www.bloxgo38.info
www.actingbypass.info
implicitwriting.info
www.bloxgo4.info
www.bloxgo35.info
stealthysurf.net
www.bloxgo17.info
www.bloxgo40.info
www.faan.co.uk
openacs.info
www.bloxgo30.info
www.surfingfilter.info
seedsurf.info
principalskinner.info
www.bloxgo5.info
www.bloxgo29.info
www.bloxgo26.info
www.bypassproxy.us
www.phonemax.info
proxy-anonymizer.com
www.bigusdickus.info
«این را هم بگوئیم که علی قربانش بروم درویش مسلک و دمکرات بود و سوسیالیست هم بود. یعنی خلاصه سوسیال دمکرات تمام عیار بود. و پیش از آنکه فرنگیها مسلکهای عجیب و غریب امروزی [...] را اختراع کنند [...] حضرت[...] همة اینها را از بر داشت[...] و بعضی معتقدند که تمایلات کمونیست افراطی هم در وجود مبارکشان مشاهده میشد.»
ص. 63ـ62، توپمرواری.
استقرار یک عضو حزب دمکرات در کاخ سفید، بر عملة فاشیسم تأثیر مواد توهمزا را دارد! به محض اینکه انتخابات آمریکا به پایان میرسد و پادوهای محافل فاشیسم از استقرار حزب دمکرات در رأس سه قوه اطمینان حاصل میکنند، بازار پریشانگوئی در سطح جهانی آناً گرم میشود. فاشیستهای جهان اسلام آزادیخواه میشوند، فاشیستهای کاتولیک هم جهت لجنپراکنی به آنتونیو گرامشی تلاش میکنند او را به کلیسا پیوند بزنند. در سال 1977 که جیمی کارتر منفور برای جهاد «انتخاب» شد نیز اوضاع بر همین منوال بود.
ظاهراً فاشیستهای بینوا و تاریخستیز که گذشت زمان و تحولات ناشی از آن را برنمیتابند، چنین پنداشتهاند که با ورود اوباما به کاخ سفید، همان روزهای خوش دوران کارتر تکرار خواهد شد. در نتیجه وزغهای مرداب فاشیسم همصدا به آواز خواندن مشغول شدهاند. در چاه جمکران، «رفقا» دوباره «مارکسیست» شده، به جنگ زرگری با خدمة حرم مقدس مککارتیسم پرداختهاند، و دستاربندان به رهبری اکبر بهرمانی مدافع آزادی و آزاداندیشی شدهاند. از سوی دیگر، سرداران سپاه پاسداران نیز رؤیای نبرد با آمریکا در کلة پوکشان میپرورانند. علامت تعجب هم نمیگذاریم، چون انترهای باغ وحش اسلام را نیک میشناسیم. انترهائی که نمیدانند این لوطی، با لوطی پیشین تفاوت دارد.
پیام مورخ 8 آذرماه سالجاری در «ریا نووستی»، بخش «نامههای شما» متعلق به نویسندة این وبلاگ است. فکر نمیکنم در هیچ کجای دنیا یک وبلاگ نویس ناچار باشد ارسال پیامهای خود را تأئید کند. ولی در عرصة فعالیتهای «فرهنگی» هممیهنان گرامی چنین کاری اجباری شده، چرا که به راستی، هنر نزد ایرانیان است و بس! به ویژه آنها که صادق هدایت را هم «عضو حزب توده» میخوانند! البته خود صادق هدایت از اینکه در چنین حزب پر افتخاری عضویت داشته آگاه نبوده! ولی مسلماً بعضیها بیش از شخص هدایت در جریان زندگی او قرار دارند. تعجبی هم ندارد، «کشف و الهام» به همه دست میدهد، به ویژه به آخوندهای واتیکان!
اینان در پی افلاس اربابانشان در ایالات متحد، مثل کشتی شکستهگان به هر تخته پارهای متوسل میشوند تا خود را روی آب نگاهدارند. واتیکان پس از اینکه کلیساهای آمریکای جنوبی را با کشیشهای فاشیست صادراتی اشغال کرد و هیچ نتیجهای هم نگرفت ـ نفرت مردم آمریکای جنوبی از ایالات متحد روز به روز افزایش یافته ـ اینک سعی دارد خود را به نحوی به شخصیتهای محبوب چپ در غرب بچسباند تا آنان را به لجن فاشیسم بیالاید. در این راستا چندی پیش خادمان حرم مقدس موسولینی اعلام کردهاند، جان لنون را بخشیدهاند! البته هیچکس از آخوندهای واتیکان طلب بخشایش نکرده بود! ولی ملایان کاتولیک احتیاج داشتند خود را در رسانهها مطرح کنند، تا همه بدانند و آگاه باشند که واتیکان هنوز زنده است.
به همین دلیل سایت ناخداکلمب برای شادی دل پردرد اهالی واتیکان، پریشانگوئیهای «کاتولیک ـ فاشیستها» را بیدرنگ منتشر کرد، بدون اینکه در برابر ترهات آخوندهای واتیکان موضعگیری کند. به راستی که سایت فارسی ناخداکلمب روز به روز به سمساریهائی که در جمکران نام «خبرگزاری» بر خود گزاردهاند شباهت بیشتری پیدا میکند. در هر حال کشیشها که از همدلی و همسوئی ناخداکلمب دلگرم شده بودند، جان لنون را رها کرده لجن پراکنی به «آنتونیو گرامشی» را آغاز کردند!
به گزارش لوموند، مورخ 28 نوامبر 2008، سراسقف ایتالیائی «لوئیجی دو ماجیستریس»، معاون سابق «دادگاه مسائل اخلاقی» واتیکان، روز 25 نوامبر اعلام کرد: آنتونیوگرامشی کاتولیک از جهان رفت! البته لوموند هنوز در حد سایت بیبیسی فارسی «پیشرفت» نکرده! در نتیجه توضیح میدهد که عالیجناب «دو ماجیستریس» مهمل میگویند، و هیچ اسناد و شواهدی برای اثبات چرندیات ایشان وجود ندارد. بله، اینبار واتیکان برای مبارزه با چپگرایان ایتالیا بهترین راه را برگزیده: پیوند آنتونیو گرامشی، فیلسوف و بنیانگذار حزب کمونیست ایتالیا به کلیسای کاتولیک! آنتونیو گرامشی که در تاریخ 27 آوریل 1937 درگذشت، دهسال آخر عمر خود را در زندان فاشیستها گذراند. فاشیستها که پیوندشان با واتیکان دیگر بر هیچکس پوشیده نیست. ولی از آنجا که آخوند جماعت به بیشرمی و دروغگوئی عادت دارد، عالیجناب «دو ماجیستریس» گفتهاند، گرامشی در اتاق خود تصویر «ترز مارتن» را داشته و در آخرین روزهای بیماری از راهبهها تقاضا میکرده که تصویر این خواهر مقدس را به دستش بدهند تا او را درآغوش بگیرد.
سراسقف کذا این اطلاعات مؤثق را از برادر یکی از راهبهها که هنگام مرگ بر بالین گرامشی حضور داشته به دست آورده. و از آنجا که آخوند جماعت مجموعهای است از شارلاتانیسم و بلاهت، «دو ماجیستریس» فراموش میکند که در بیمارستانهائی که توسط راهبهها اداره میشود، در و دیوار از صلیب و تصویر قدیسین پوشیده شده، در نتیجه طبیعی است که در اتاق آنتونیو گرامشی نیز در بیمارستان کذا تصویر «ترز مقدس» وجود داشته باشد. ولی اینکه گرامشی تصویر کذا را در آغوش میگرفته، حتماً از رویاهای طلائی اهالی واتیکان باید باشد.
اینان به صورت کاملاً اتفاقی همزمان با انتخاب جیمیکارتر به ریاست جمهوری، در سال 1977، دروغهای مشابهی را پخش کردند. یک شیخ کاتولیک به نام «جوزپه دلا ودوا» با تکیه بر اظهارات یک راهبه ادعا کرد که گرامشی در آخرین لحظات زندگی به کاتولیسیسم باز گشته! ولی علیرغم مهملات اهالی واتیکان، به گزارش لوموند، هیچ سندی دال بر بازگشت گرامشی به دین وجود ندارد، و خاکستر آنتونیو گرامشی همچنان در گورستان انگلیسیهای شهر رم نگهداری میشود. این گورستان در قرن نوزدهم برای دفن «بیگانگان غیرکاتولیک» در شهر رم ـ که آنزمان توسط پاپها اداره میشد ـ ایجاد شده بود.
لوموند میافزاید فرضیة بازگشت گرامشی به کاتولیسیسم به هیچ عنوان قابل قبول نیست و مورخین و مذهبیون باید با چنین اظهاراتی با احتیاط کامل برخورد کنند. چرا که در مکاتبات گرامشی با خواهرزادهاش، «تاتیانا شوشت» هیچ اثری از بازگشت و تمایل به مذهب مشاهده نمیشود. تاتیانا، به گرامشی بسیار نزدیک بوده و مکاتبات ایندو تا آخرین روزهای حیات گرامشی ادامه یافته. همچنین گزارشهای پلیس در مورد گرامشی هیچ اشارهای به تمایلات نوین مذهبی نزد وی ندارد. «پائولو فرهرو»، دبیرکل تشکل نوین کمونیست ایتالیا میگوید، «این اظهارات مضحک و غیرقابل اثبات برای تخریب گرامشی صورت میپذیرد. بزودی کمونیستها یا جنایتکار شناخته خواهند شد یا توبهکار، در اینصورت به ما خواهند گفت که گرامشی اصلاً «لیبرال» بوده.» بله، همانطور که امروز به ما میگویند صادق هدایت عضو حزب کذا بوده. کسانی که چنین ادعای مضحکی دارند، برای شناخت بهتر صادق هدایت بد نیست کمی «مطالعه» کنند، تا ببینند، صادق هدایت کمونیستهای مرزپرگهر را به دلیل تبلیغات دینیشان مسخره میکرد، و با گلهداری و گلهپروریهای دینی، مردمی، تودهای، یا بهتر بگوئیم با تل گمراهان دینی و ضددینی بکلی بیگانه بود.
حال بازگردیم به پیام نویسندة این وبلاگ در سایت «ریا نووستی». این پیام به مقالة به اصطلاح تحلیلی «مایکل روبین» درباب راههای «مبارزة آمریکا با تهدید ایران هستهای» مربوط میشد که در تاریخ هفتم آذرماه سالجاری در نووستی انتشار یافت. مستر روبین، که مخاطبان را ابله پنداشته مینویسند، آمریکا برای مبارزه با تهدید ایران هستهای باید بودجة نظامی را افزایش داده، به ویژه در آسیای مرکزی پایگاه نظامی ایجاد کند. البته میدانیم که تجهیز گورکنها به سلاح هستهای همچنان در دستورکار پنتاگون قرار دارد و کارفرمایان مستر روبین هم باید برای «مبارزه» با خادمان وفادار خود در چاه جمکران در اطراف روسیه پایگاه نظامی احداث کنند!
چنین تحلیلهای شیرین و دلپذیری است که بوی خوش جنگ را به مشام سپاه پاسداران منافع استعمار در کشورمان رسانده! در نتیجه «سید محمد حجازی»، جانشین فرماندة کل سپاه ناگهان کشف کردهاند که «جنس اوباما» با بقیه تفاوتی ندارد! عجیب است که واژة «جنس» اینچنین اهمیت پیدا کرده. احمدینژاد هم «جنس هنر» تعیین میکرد. گویا شغل اصلی فرماندهان سپاه و بسیج خرید و فروش «جنس» در مناطق آزاد پاکستان باشد! در هر حال سردار حجازی که نمیدانند، اوباما باید از سیاست پنتاگون پیروی کند، فرمودهاند، اوباما برای برداشتن هر گام باید حمایت کنگره را داشته باشد. پس مراقب باشیم و فریب صلحطلبی او را نخوریم، ممکن است آمریکا ناگهان تغییر سیاست بدهد و جنگ بزرگتری به راه بیاندازد!
اتفاقاً این فرمایشات مضحک هم در سایت نووستی، مورخ هشتم آذرماه انتشار یافته بود. آنچه در سخنان سردار حجازی اهمیت دارد این است که ایشان از جنگ با عراق به عنوان یک واقعة ناگوار یاد میکنند! حال آنکه این همان جنگی بود که امام سیزدهم در کمال نوکری و بیشرمی سالها آنرا «نعمت الهی» میخواندند. و شکماشان را برای 20 سال بهرهوری از این نعمت صابون زده بودند، و این همان جنگی است که به همراه تحریمها باعث پیشرفت امام چهاردهم در همة زمینهها شده! و از همه گذشته این همان جنگی است که در پی اشغال سفارت آمریکا توسط عملة ساواک بر ما ملت تحمیل شد. عملی که پس از گذشت سه دهه، ابتدا مهدویکنی، استاد اعظم و سپس اکبر بهرمانی آنرا محکوم کردهاند. در هر حال سردار حجازی فرمودهاند به گفتة کارشناسان، راه خروج آمریکا از بحران اقتصادی یک جنگ نوین است و خلاصه بعید نیست که یک «سناریوی کوتاه مدت» تمام استراتژیهای دولت جدید آمریکا را تغییر دهد!
این سخنان یک روز پس از رأی مثبت پارلمان عراق به طرح امنیتی آمریکا ایراد شده. طبق مفاد این طرح دولت عراق میتواند پس از شش ماه از طریق رفراندوم خروج پیش از موعد نیروهای اشغالگر را خواستار شود. به همین دلیل است که آخوند جنتی هم از زبان سازمان تبلیغات اسلامی در وقوقیة امروز به ششماه دیگر دلخوش کرده که ارتش آمریکا عراق را ترک کرده وارد ایران شود. چون حضرات خروج ایالات متحد از عراق را قطعی و پیروزمندانه میانگارند. ولی ما به جیره خواران آمریکا و سازمان ناتو دو نکتة مهم را یادآور میشویم. نخست اینکه طبق مفاد طرح امنیتی، دولت عراق برای برپائی رفراندوم ماه ژوئیة 2009 کوچکترین اجباری ندارد! دیگر اینکه پیامد تهاجم تروریستی به کشور هند، پاکستان و دیگر طالبان منطقه را به ویژه در ایران تضعیف خواهد کرد. پس ابتدا شهادت جانگداز سخنگوی طالبان را حضور «دی هوپ شفر» و نوکران به ویژه در چاه جمکران تسلیت بگوئیم، تا بپردازیم به برق شدیدی که از چشمان بعضیها در فرانسه پرید و آسمان کنار رود سن را مثل روز روشن کرد!
از شما چه پنهان، پنداشتیم که در پاریس هم «چند تن از رفقا زیر پل تجمع کردهاند» و برق جرقههای انقلاب شکوهمند در چشمانشان مثل پروژکتور زمین و زمان را روشن کرده. ولی بعد متوجه شدیم که خیر! نخست وزیر هند، پاکستان و القاعده را در عملیات خرابکارانة اخیر مقصر میداند و این اظهارات برق از چشمان برنار کوشنر، وزیر امورخارجة فرانسه پرانده. چرا؟ چون اگر سازمان ناتو دست و پای «آی.اس.آی» را جمع نکند، ممکن است این دکان پر رونق قاچاق مواد مخدر و برده فروشی را از دست بدهد. به زبان سادهتر موجودیت پاکستان که به کوشش دمکراتها هستهای هم شده، امروز به خطر افتاده.
اعلام خطر هند به پاکستان، در واقع اعلام خطر به شبکة تولید و پرورش طالبان در منطقه است. شبکهای که تحت نظارت سازمان ناتو فعالیت دارد و امارات، عربستان و حکومت جمکران را شامل میشود. بله برنار کوشنر، که معمولاً خوشمشرب و شیرین زبان است، تته، پتهکنان میگفت، «البته ممکن است تروریستها از خاک پاکستان وارد شده باشند، ولی دولت پاکستان هرگز از تروریستها پشتیبانی نمیکند! دولت پاکستان برای مبارزه با تروریسم، برای هرگونه همکاری با هند آمادگی دارد!» وقتی وزارت امورخارجة فرانسه چنین مواضع صریحی اتخاذ میکند، باید به سردار حجازی و شرکاء بگوئیم، اگر جنگی آغاز شود، آمریکا آغازگر آن نخواهد بود، ولی همین آمریکا مسلماً بازندة آن خواهد شد. به آنها که رؤیای تبدیل ایران به «پل پیروزی» در سر میپرورانند اطمینان میدهیم که اینبار بجای عبور «افتخارآفرین» از «پل پیروزی» در عمق درة شکست و رسوائی سرنگون خواهند شد.
فیلترشکنهای جدید29نوامبر2008
openacs.info
surfjack.info
economicobstacle.info
www.finditnowtoday.info
implicitwriting.info
www.beboprox.com
www.freeall42.info
www.freeall45.info
www.freeall50.info
www.bloxgo3.info
metrobrowse.info
www.bloxgone42.info
www.freeall27info
www.freeall34.info
chiefwiggum.info
www.peachfloss.com
www.freeall43info
www.bloxgo24.info
www.bloxgone50.info
www.bloxgo42.info
harvardeducation.info
www.freeall24.info
www.freeall28.info
www.bloxgo19.info
www.bloxgone46.info
www.bloxgone43.info
ody.be
proxy-anonymizer.com
www.bloxgone31.info
www.bloxgo31.info
www.bloxgone48.info
www.bloxgone44.info
www.bloxgo47.info
www.schoolingprox.com
9rk.info
www.bloxgone21.info
www.freeall49.info
protectboy.com
www.bloxgone37.info
www.bloxgone40.info
www.bloxgone47.info
www.bloxgo38.info
www.bloxgone35.info
unblocktreasure.com
noclass.info
www.bloxgo46.info
www.bloxgo1.info
www.freeall47.info
www.bloxgo30.info
www.hidethefox.com
امروز میپردازیم به کولاکوفسکی و جنجال چپنمایان جمکران بر علیه استالینیسم. همانطورکه در وبلاگ «داس و صندوق» گفتیم، چپنمایان در ایران نعلینپرستاند، هیچ ارتباطی با عدالت اجتماعی و خصوصاً ماتریالیسم ندارند. این چپنمایان پیش از فروپاشی اتحادجماهیر شوروی، مانند سازمانهای تبلیغاتی استعمارغرب از مدافعان پروپاقرص استالینیسم بودند. با یک تفاوت کلی، غربیها ضمن حمایت «اقتصادی ـ سیاسی» از استالین و استالینیسم در شوروی سابق، برای حفظ ظاهر، عدم رعایت حقوق بشر و نبود آزادی را در شوروی محکوم میکردند! در حالیکه چپنمایان ایران، برای حفظ ظاهر و پنهان داشتن پیوندهای طبیعی خود با استعمار غرب، با تمام قوا سیاست سرکوب تحرکات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در اتحاد جماهیر شوروی را در چارچوب فلسفة مارکس «توجیه» میفرمودند! این «توجیهات» که نهایت امر در افکار روشنفکرنماهای دانشگاهی ایران از مارکسیسم صرفاً یک نظام دیکتاتوری ساخته بود، هم تبلیغات را در مسیر توجیه سنتی سیاست در کشور ایران، یعنی یک استبداد سوق میداد، و هم این استبداد را به دلیل وابستگی ظاهری به بنیاد فکری سوسیالیسم بسیار «مقبول» و تمام و کمال معرفی میکرد: با یک تیر دو نشان!
زمانیکه تانکهای ارتش سرخ وارد پراگ شدند، همین «بینوایان فرهنگی» که خود را روشنفکر میپندارند خفقان گرفتند. تنها روشنفکری که اشغال پراگ را محکوم کرد مصطفی رحیمی بود. همان کسی که با حکومت اسلامی نیز رسماً مخالفت کرد، آنهم زمانیکه «داسالله» دست در دست شیخ مهدی بازرگان و حجرهنشینهای بازار زیر عبای روحالله و تحت نظارت عالیة رمزی کلارک به «مبارزات» مشغول بودند تا براندازی حکومت در پس پردة زوزههای امام و عربدههای «امت» مانع رسیدگی به جنایات و چپاول کارگزاران استعمار در ایران شود. اینهمه برای اینکه اینان پس از «انقلاب شکوهمند» بتوانند در بلاد غرب منبر و تریبون درست کنند و در جایگاه اوپوزیسیون قرار گیرند!
تحلیلهای عمیق «راه توده» از انقلاب شکوهمند به ما میگوید که «چند تن از رفقا زیر پل تجمع کردند»، و خلاصه جرقههای «انقلاب» یک دفعه از همانجا برخاست و دنیا را گرفت! بله، به همین سادگی! ارتش و ساواک و شهربانی هیچکاره بودند، و از سازمان ناتو هم دستور نمیگرفتند! همین داستانها و حکایتهای شیرین امروز نیز به همین سادگی و در همین چارچوب «کودکانه» تحویل ملت ایران داده میشود! چندتن از رفقا از زیر پل سیدخندان انقلاب ضدامپریالیست سازمان دادند، و زمانیکه ژنرال هویزر به ایران وارد شد، گفت ای دل غافل! آب از سر سازمان ناتو گذشته و دیگر هیچکاری از دست ما بر نمیآید! و همزمان با ورود هویزر به تهران، رسانة استحماری کیهان به طبل زدن مشغول بود که چه نشستهاید، هویزر برای سازش با دربار و کودتا به تهران آمده! رادیو مسکو هم طی «انقلاب» بزرگ امام جمکران خفقان گرفته بود! انگار نه انگار که سازمان ناتو درمرزهایاش طرح کودتا پیاده میکند. همانطورکه پیشتر هم گفتیم، 22 بهمن، محصول توطئة غرب و سکوت اتحاد جماهیر شوروی است.
خلاصة مطلب، اینجا بود که رفقا درنگ را جایز ندانسته، زیر پل تجمع کردند تا از کودتای ژنرال هویزر جلوگیری به عمل آورند. و موفق هم شدند! چون مأموریت هویزر براندازی سلطنت و استقرار حکومت اسلامی در کل منطقه بود. اصولاً سازمان ناتو بدون توسل به اسلام و مسلمین قادر نیست سیاستهای استعماری خود را اعمال کند. چرا که اسلام مانند دیگر ادیان ابراهیمی دشمن خونی دمکراسی است. و به همین دلیل سازمان سیا برای ایجاد آشوب در هند، بزرگترین دمکراسی جهان به مسلمین متوسل شده.
با توجه به تهاجم تروریستها به هتلها، بیمارستانها و مرکز مذهبی یهودیان در شهر بمبئی، باید بگوئیم سفر کاندی رایس به خاورمیانه بسیار پربار بوده. ولی این تحرکات وحشیانه از موضع ضعف انجام میگیرد. ایالات متحد در هر حال برتری نظامی جهانی را از دست داده و پیوندهای آهنین دو سوی آتلانتیک در حال خرد شدن است. و بسیار طبیعی است که فروپاشی از نقطة ضعیف پیمان آتلانتیک، یعنی از کشور فرانسه آغاز شود. امروز نیکولا سرکوزی، رئیس جمهور فرانسه، ضمن سخنرانی در برابر مجمع شهرداران این کشور رسماً به سرمایه گذاری بانکهای فرانسه در بازار مسکن ایالات متحد اعتراض کرده گفت، دولت هیچ دلیلی نمیبیند که بانکهای فرانسه با پشتگرمی به اعتبار دولتی چنین سیاستهائی در خارج از مرزها در پیش گیرند!
البته نیکولا سرکوزی، و اعقاب وی در مقام ریاست جمهور فرانسه، پیشتر چنین شکرخوریهائی نمیکردند. پیشتر از این، بانکهای اروپا موظف بودند، پسانداز اروپائیان را در ایالات متحد به ابزار «مشوق مصرف» تبدیل کنند: قرض بگیرید! بیگاری کنید! قسط بپردازید و با پرداخت بهره «زندگی» کنید! اینهمه برای آنکه دژ مقدس «سرمایهداری» را در برابر ابلیس «اتحادشوروی» مورد حمایت همهجانبه قرار دهند.
این بود دلیل شیرینکاریهای اروپائیان در راه خدمت به ینگهدنیا! و چنین برنامة گستردهای که پس از جنگ دوم به مرحلة اجرا درآمد پدیدهای به وجود آورد به نام «شیوة زندگی» در ایالات متحد! ولی دیگر اجرای چنین برنامههائی امکانپذیر نخواهد بود، چون بانکهای اروپائی میباید در اروپا سرمایه گذاری کنند. و همین تغییر مکان انباشت سرمایه، محورهای اقتصادی و سیاسی نوینی را خارج از کنترل آمریکا قرار خواهد داد، و نخستین پیامد آن تضعیف اتحاد جماهیر نوکری و در رأس آنان حکومت جمکران است.
همانطور که میبینیم اگر عاملان و پادوهای سیاست آمریکا کوچکتر از آنند که بدانند چه میکنند، تکاپوی اینان دست در دست چپنمایان جمکران در داخل و فعالیتهای «فرهنگی» خادمان حرم شهید مککارتی در ینگه دنیا واقعاً حکمتی دارد.
اینکه عباس میلانی مترجم آثار کولاکوفسکی شده و همزمان جیغوفریاد «رفیق» ناصر زرافشان در سایت «عصر نو» به آسمان برخاسته یک دلیل عمده دارد: سازمان «هوور» و چپ نمایان جمکران در راستای اهداف پنتاگون رویای جایگزینی «جمهوری اسلامی» با «جمهوری خلق» در سر میپرورانند. و جهت تحقق چنین خواب «آشفتهای» کافی است، بجای «اسلامی»، بگذاریم «خلقی». هیچ تغییر دیگری در کار نخواهد بود. ولی شرط اول چنین جایگزینی مقدسی این است که «تقدس» و روند فاشیستی «تقدیس» پا بر جا بماند. در نتیجه سازمان «هوور» مصلحت خویش در آن میبیند که آثار کولاکوفسکی به قلم توانای پروفسور عباس میلانی ـ با سوابق درخشان فرهنگی ایشان آشنائیم ـ به زبان فارسی ترجمه شود! و رفیق ناصرزرافشان، برندة خوشبخت قلم زرین، به میلانی اعتراض کرده بفرمایند، آثار کولاکوفسکی تخریب مارکسیسم است! و سایت «عصر نو»، مورخ 21 نوامبر 2008، تیتر بزند: «مارکسیسم استالینیسم ندارد»!
مسلم است که مارکسیسم استالینیسم ندارد، مارکسیسم نه تنها ارتباطی با استالینیسم ندارد که با لنینیسم نیز کاملاً بیارتباط است! این «ارتباط» فرضی را ما نساختیم، و همین «استالینیستها» و تودهایها طی سالیان دراز و با چاپ هزاران کتاب و دفترچه آنرا ساخته و پرداخته بودند. لنینیسم، برداشت و تفسیر لنین از نظریة مارکس بوده. اما کولاکوفسکی، که خشم آقای زرافشان را برانگیخته کیست؟
کولاکوفسکی، فیلسوف و متخصص تاریخ فلسفه، متولد 1927 در کشور لهستان است. وی از دانشگاه ورشو فارغالتحصیل شده. ایشان عضو سازمان جوانان کمونیست لهستان بودند، و در سال 1956، یعنی سه سال پس از مرگ استالین شدیداً با کمونیسم مخالف شده به جریان روشنفکران مسیحی میپیوندند. فراموش نکنیم که روشنفکران مسیحی در کشورهای عضو پیمان ورشو، نه تنها به آزادی و برابری بسیار علاقمند بودند، که خود را سوسیالیست هم میخواندند! خلاصه نوعی از انواع «اصلاحطلبان» جمکرانی خودمان بودند! کولاکوفسکی در سال 1966 به دلیل انتقاد از عملکرد دولت از حزب کمونیست و در سال 1968 از دانشگاه، و سپس به همراه گروهی از مارکسیستهای یهودی متهم به طرفداری از اسرائیل از کشور اخراج میشود. کولاکوفسکی دو سال در دانشگاه «مکگیل» ایالت کبک تدریس میکند، سپس به ایالات متحد میرود. میگویند، کولاکوفسکی از مخالفان سرسخت «پستمدرنتیه» و نسبیت فرهنگی نیز هست! کولاکوفسکی آثار فراوانی در زمینة ادبی، ادبیات مذهبی و فلسفی دارد و در بین آثار متعدد او میتوان به سه جلد کتاب معروف پیرامون مارکسیسم اشاره داشت: «تولد»، «تحول» و «فروپاشی». کولاکوفسکی میگوید سیستم استالین تمام روابط اجتماعی را دولتی کرده بود، و در این سیستم مردم به صورت ذرات منفرد در برابر یک حکومت قدر قدرت قرار گرفته بودند.
البته کولاکوفسکی در این مسئلة ویژه کاملاً محق است. چرا که استالین با تکیه بر حمایت همة جانبة غرب و از طریق ارعاب مردم کشور حکومت میکرد. ولی به یاد داشته باشیم که استالین از آسمان به زمین نیفتاده بود. استالین دست پروردة کودتای بلشویکها بود. کودتائی که در زمان وقوع، بر سکوت رضایتمندانة استعمار انگلستان تکیه داشت. و اما ببینیم آقای زرافشان که با قرائتهای مختلف از مارکسیسم مخالفت میکنند، حرف حساب خودشان چیست؟
ایشان به شیوة ملایان، دقیقاً به تقدیس مارکس، لنین و مارکسیسم پرداخته میگویند، سرمایهداری لیبرال در آغاز قرن بیستم قصد داشت مارکسیسم را ابتر کرده و مارکس را دفن کند. ولی لنین در برابر چنین جریانهائی ایستاد! درست همانطورکه خمینی ادعا میکرد آمریکا دشمن اسلام است! درست همانطورکه گورکنها ادعا میکنند، خمینی در برابر غرب ایستاد و اسلام را زنده کرد! رفیق زرافشان چنین میفرمایند:
«سرمایهداری لیبرال[...] میخواست مارکس را هم مسخ و دفن کند و از او یک امامزادة بیمعجزه و بیخطر و خاصیت [...] درست کند و لنین در برابر چنین جریانهائی قدعلم کرد و ایستاد.»
اولاً خدمت آقای زرافشان عرض کنیم که این سرمایهداری که ما میبینیم هرگز لیبرال نبوده! بله! در کمال تأسف، این مطلبی است که نه تنها اقتصاددانان غرب که امثال نوآم چامسکی بارها و بارها به آن اشاره داشتهاند. ثانیاً مارکسیسم یک نظریة منسجم «اجتماعی ـ اقتصادی» است و بر خلاف آنچه ایشان عنوان میکنند، هیچ قدرتی در جهان نمیتواند یک ساختار تفکر و اندیشه را «نابود» کند! ولی آنچه لنین در عمل انجام داد نه تنها مسخ مارکسیسم در کشور روسیه بود، که به صورتی بسیار سخاوتمندانه بر عمر همین سرمایهداری غیرلیبرال حدود یک سده افزود. چرا که به مرور زمان از مارکسیسم، البته در قالب لنینیسم و سپس استالینیسم، «یک امامزادة بسیار بیخطر» در خدمت سرمایهداری غرب درست کردند، امامزادهای بیمعجزه، هر چند بسیار خطرناک برای منافع «مردم اتحاد جماهیر شوروی» و مردم بسیاری کشورهای دیگر.
و امروز که این امامزادة فقر و توحش فروریخته، همان سرمایهداری که به زعم آقای زرافشان لیبرال است، خواهان امتداد مسیر ضدبشری حکومت «داسالله» بر ایران و دیگر کشورهای منطقه شده. ظهور یکشبه سوسیالیستهای دوآتشه در آمریکای لاتین، که از قضای روزگار کلنل ارتش آمریکائی، و جاسوس و خبرچین سازمان سیا و غیره هم هستند، شاید زنگ خطری باشد برای همة مردم جهان. امروز در منطقة خاورمیانه نیز که تاکنون با تکیه بر نظریههای «کشکی ـ انقلابی» و اسلامی غارت میشدند، گویا قرار شده از این پس نظریههای انقلابی «لنین» منبع غارت و چپاول تودهها شود. در چارچوب چنین طرحهای غارت و چپاول است که ایجاد آشوب توسط اسلامگرایان در بزرگترین دمکراسی جهان را میتوان بررسی کرد. سرمایهداری جهانی از تغییر مکان انباشت سرمایه سخت ناخشنود است، و با توسل به اسلام گرایان میکوشد به هر ترتیب محور انباشت سرمایه در مسیر «روسیه ـ هند» را بشکند.
فیلترشکنهای جدید28نوامبر2008
2sz.info
discostu.info
www.phonemax.info
chiefwiggum.info
openacs.info
hiddensecure.com
5ib.info
www.visitit.info
www.bloxgo26.info
www.bloxgo50.info
www.freeall33.info
www.bloxoff26.info
www.bloxgone31.info
www.bloxgone38.info
www.bloxoff48.info
www.freeall50.info
www.bloxgo28.info
www.bloxoff29.info
www.bloxgone41.info
www.bloxgo22.info
project-private.info
www.bloxgone40.info
schoolstealth.com
www.freeall31.info
www.schoolingprox.com
www.freeall44.info
www.bloxoff25.info
www.bloxgo13.info
www.freeall42.info
www.bloxoff28.info
www.bloxgone21.info
www.bloxgone46.info
www.bloxgone29.info
www.bloxgone36.info
www.freeall46.info
www.bloxgo15.info
www.surfingfilter.info
www.finditnowtoday.info
www.bloxoff47.info
www.bloxgo36.info
www.bloxgone27.info
www.freeall34.info
www.bloxoff50.info
www.bloxoff43.info
www.surfwideweb.com
www.bloxgo38.info
www.bloxoff34.info
www.bloxgone35.info
www.bloxgone25.info
www.hidethefox.com
آقای ناصر زرافشان و شیخ مسعود بهنود در مطالبشان دو تعریف نوین از دمکراسی ارائه دادهاند که در عمل ثابت میکند، اگر شیخ مسعود همصدا با غربپرستان «انتخابات آزاد عراق» را تبریک میگفت، چپنمایان جمکران نیز همصدا با جرج بوش تهاجم نظامی به عراق، و چپاول و سرکوب مردم این کشور را «دمکراسی» میخوانند؛ نهایت امر این دو گروه آبشخور واحدی دارند: ایالات متحد! شاید بتوان این سئوال را مطرح کرد که، آمریکا در ایران چه میخواهد؟ جواب در شرایط فعلی روشن است، تداوم حکومت توحش دینی و تداوم دور باطل شیخ و شاه.
«صندوقی است و رأی دادنی!» این است تعریف جامع و کامل دمکراسی، ویراست شیخ مسعود بهنود که در سایت «ناروب» مخفف «نان را به نرخ روز بخوریم» انتشار یافته! بله میبینیم که دمکراسی عبارت است از یک «جعبه»، یک تکه کاغذ و دستی که تکه کاغذ کذا را در آن جعبه میاندازد. البته حضور جعبه و کاغذ برای استقرار این قماش دمکراسی الزامی نیست، حضور انسانها هم الزامی نخواهد بود، و هیچ اهمیتی ندارد که اصلاً به چه چیز رأی میدهید. میتوانید به تهاجم نظامی آمریکا به عراق و یا تداوم حکومت اسلامی در ایران رأی بدهید! مگر زمانیکه پنتاگون و سازمان ناتو «نیت خیر» تهاجم به عراق را داشتند، اعضای شورای امنیت سازمان ملل رأی ندادند؟ چرا! ولی بدون صندوق! روسیه و چین «رأی سکوت» دادند، انگلستان و فرانسه هم رأی مثبت. اما در ملاءعام مسائل به صورت دیگری مطرح شد.
در واقع، کشور چین همچنان به خفقان خود ادامه داده، تونی بلر نزدیک بود در نشست خبری در مسکو از ولادیمیر پوتین کتک مفصلی نوش جان کند، و دولت فرانسه هم با جنگ مخالفت میکرد! به ویژه شخص دومینیک دوویلپن سخنرانی پرشوری کرد که اشک به چشم حاضران و غایبان آورد، و همه آنقدر اشک ریختند و مِف و مِف کردند که فرصت نداشتند ببینند، مدتها پس از تهاجم وحشیانة آنگلوساکسونها به عراق، مأموران امنیتی فرانسه در این کشور به قتل میرسند! پس نیروهای امنیتی فرانسه در عراق «حضور» داشتند، در غیر اینصورت به قتل نمیرسیدند! اما در عراق چه میگذشت؟
در عراق، پاسداران حکومت مستقل چاه جمکران به آب و جارو کردن زمین اشتغال داشتند تا در برابر قدوم «ارباب» فرش قرمز پهن کنند. چرا که در حکومت جمکران، بر اساس اطلاعیههای رسمی سپاه پاسداران، «نهادینه کردن نوکری» رکن اساسی استقلال تعریف شده. همین ابراز نوکری تلویزیونی اکبر بهرمانی نیز مسلماً نشان «استقلال» اوست. بهتر بگوئیم نشان «استقلال» او از آزادیهای اجتماعی است. سردار سازندگی طی بحران هستهای برای اروپائیها نوکری میکرد، و برای خامنهای و مهرورزی خط و نشان مفصل میکشید! وقتی هفتة گذشته دومینیک دوویلپن گوشی را به دستش داد، فهمید که بدون ارباب مانده، و ممکن است مانند همان ده نفر کذا، به اتهام جاسوسی برای اسرائیل به هلفدانی بیافتد. پس مصلحت خویش در آن دید که خود را از بیاربابی برهاند؛ سریعاً صندوقی یافت و رأی نوکری در آن انداخت!
سپس نوبت به «دون بنیصدر» با اسب و نیزه و قابلمه رسید که وارد صحنه شوند، و از مبارزات خود با خمینی برایمان قصهها بگویند. بنیصدر از هنگامی که با سید ابراهیم نبوی مصاحبه کرده ـ سایت آخوندی «تودی» هم مصاحبة کذا را روی خط گذاشته بود ـ شباهت فراوانی به «دون کیشوت» پیدا کرده، از اینرو ایشان را «دون بنیصدر» میخوانیم. ولی سید ابراهیم در این نقشآفرینی، علیرغم عینک «ریبن» قرضیشان نتوانستند نقش «سانچو» را بخوبی بازی کنند! بگذریم، البته سایت آخوندی «تودی» آن مصاحبه را برداشت و از این پس مشتاقان فقط روی «یوتوب» میتوانند «بگومگوی» سید ابراهیم نبوی و سید «دون بنیصدر» را تماشا کنند، و به حال ملت ایران بگریند یا بخندند. بستگی دارد که به «خنده» رأی میدهند، یا به گریه! اما پیش از رأی دادن، بد نیست با نظر جناب ناصر زرافشان، حقوقدان و رئیس کانون نویسندگان چاه جمکران نیز در باب دمکراسی آشنا شویم! پیش از ادامة مطلب یادآور شویم که بررسی سخنان آقای زرافشان را به فرصت دیگری موکول میکنیم. در این وبلاگ فقط نگاهی خواهیم داشت به دیدگاه ریاست کانون نویسندگان ایران نسبت به «دمکراسی» و «آزادی بیان».
از قضای روزگار نظر جناب زرافشان در مورد دمکراسی بازتاب کامل تبلیغات محافل فاشیست غرب در ایران است. آقای زرافشان در مصاحبهای که در سایت «عصر نو»، مورخ اول آذرماه سالجاری انتشار یافته، ادعا میکنند، دمکراسی را آمریکا میآورد! سپس میافزایند آنچه در عراق میبینیم، همان دمکراسی است! البته ایشان به عنوان نویسنده، فعال سیاسی و به ویژه ریاست کانون کذا اظهاراتی هم پیرامون «همجنسگرایان» فرمودهاند که توسط ایرج مصداقی بررسی شده و نویسندة این وبلاگ ضمن «گوگلیدن» در سایت «زیر چتر چل تیکه» آنرا مشاهده کرد. باری! در جواب قصة آقای زرافشان باید گفت، آنچه در عراق مشاهده میکنیم، هیچ ارتباطی با دمکراسی ندارد. و در واقع پس از جرج بوش و مسئول فاکسنیوز، آقای زرافشان باید نخستین کسی باشند که اشغال نظامی عراق و چپاول و سرکوب مردم این کشور را اینچنین قاطعانه «دمکراسی» میخوانند! و همانطور که گفتیم این همآوائی تاریخچهای شیرین دارد که از کودتای 22 بهمن شروع شده.
شاید تحلیل این به اصطلاح دمکراسی از نظر سیاسی در این مقطع جالب باشد، میدانیم که پروپاگاند استعمار غرب از زبان اسقف کانتربری و «حضرت» پاپ ادعا دارد که دمکراسی غرب برخاسته از «مسیحیت» است! حال آنکه میدانیم دمکراسی در اروپا به دلیل تضعیف بنیاد توحش کلیسا، توسط بورژوازی استقرار یافت، و پیش از مسیحیت، در رم و یونان باستان نظامهای «دمکراتیک» ـ البته نه در چارچوب دمکراسی مدرن و امروزی ـ تا حدودی تجربه شده بود. فاشیستها با تکیه بر پروپاگاند غرب و تبلیغات محافل مذهبی قصد القاء این امر را دارند که دمکراسی نمیتواند در یک کشور غیرمسیحی و خصوصاً غیراروپائی استقرار یابد، حال آنکه، کشور هند، به عنوان بزرگترین دمکراسی جهان نه مسیحی است، نه اروپائی. ولی آقای زرافشان به این مسائل اصلاً کاری ندارند! ایشان آمدهاند تا به ما بگویند با مطالب کولاکوفسکی در مورد مارکسیسم موافق نیستند!
چرا؟ چون «حاج» عباس میلانی که مانند دیگر هممیهنان فرهیختة ساکن ینگه دنیا افتخار خدمت در آبدارخانة مککارتیسم را دارند، کتابهای کولاکوفسکی را ترجمه فرمودهاند! البته این «ترجمه» با همان سواد فارسی ششم ابتدائیشان صورت گرفته. محور پروپاگاند کارفرمایان امثال میلانی کاملاً شناخته شده است، پس دلیل جنجال آقای زرافشان چیست؟ مگر مزخرفات مطهری در ایران منتشر نمیشود؟ حالا کولاکوفسکی از یک عقبماندة ذهنی به نام مطهری هم کمتر است؟ از این گذشته، جناب زرافشان! سرکار که یکی از همان قلمهای کذائی و طلائی را دریافت فرمودهاید چرا به آزادی بیان میتازید؟ مگر مردم صغیر و مهجوراند؟ آثار مارکس در دسترسشان است، آثار کولاکوفسکی هم میتواند در اختیارشان قرار گیرد، از نظر سرکار و دیگر مدافعان «نمایشی» آزادی بیان، وجود کتابهائی که صددرصد مورد تأئید شما نیست، آیا اشکالی دارد؟ اگر شما با قرائت کولاکوفسکی از مارکسیسم مخالفاید، میتوانید بجای برپائی مراسم جنجال و فاتحه بر مزار شاملو، نقدی بر آثار کولاکوفسکی به رشتة تحریر درآورید. مگر این کولاکوفسکی بینوا حق ندارد در مورد مارکس و مارکسیسم دهانش را باز کند؟ مارکس از نظر شما «مقدس» است یا مارکسیسم؟
مارکس یک نظریة «اجتماعی ـ اقتصادی»، و به اعتباری «علمی» ارائه کرده، و خود وی تأکید دارد که نظریهاش جهانشمول نیست. به عبارت دیگر، مارکس به هیچ عنوان ادعای پیامبری نکرده! این شما و همکارانتان هستید که مارکس را پیامبر و مارکسیسم را دین میخواهید! چون از این طریق است که میتوان در ایران از مارکسیسم همان استفادهای را به عمل آورد که طی سدة اخیر از دین به عمل آمده؛ سرکوب مردم کشور. میدانیم که دین «مقدسات» دارد. پس بکوشیم زمینة تقدیس در مارکسیسم را هم فراهم آوریم تا برسیم به دمکراسی «داس و چکش»، حکومتی که تفاوت چندانی با همان «دمکراسی صندوقی» شیخ بهنود نخواهد داشت!
در این نوع دمکراسیها آنچه اهمیت دارد این است که رأی میدهند. مهم نیست به چه چیز رأی میدهند. در سخنان حکیمانة شیخ مسعود، یک جای خالی وجود دارد؛ جای خالی «انسان» که به وضوح چشم را میآزارد. همانطورکه در صدر اسلام هم پیامبر گرامی دمکراسیشان را ـ این دمکراسی را شیرین عبادیها، بنیصدرها و حزب توده در قرآن کشف کردهاند ـ بدون در نظر گرفتن انسان اعمال میفرمودند! این نوع دمکراسی همان است که آخوند ویلیامز، اسقف کانتربری برای ما میپسندند: دمکراسی دینی! این دمکراسی را در صدر اسلام نیز تجربه کردهایم. و نام واقعی آن مردمسالاری کاسه و شمشیر است.
مردمسالاری کاسه و شمشیر به این ترتیب استقرار یافت که «آنحضرت» ابتدا کاسة گدائی را در برابر یک، یک «شهروندان» میگرفتند تا هر کس به دلخواه «رأی» خود را درآن بریزد. و میدانیم که آن روزها همه «موظف» بودند رأی بدهند. و اگر کسی از «رأی دادن» امتناع میکرد، پیامبر مهربان شمشیر بران خود را بر فرق او فرود میآوردند، تا طرف بفهمد که «رأی دادن» در مردمسالاری دینی واجب شرعی است و اگر کسی «رأی» ندهد، به قول ناخداکلمب «گناهکار» است و باید «حد شرعی» در مورد او اجرا شود. بله، خدواند منان برای هدایت بشر به راه این قماش مردمسالاری هزاران پیامبر را برای سعادت و خوشبختی ما گمراهان ارسال کرده. بنابراین هر جا صندوقی بگذارند و به شما بگویند، «رأی بدهید»، حتی اگر تک تنها وسط بیابان باشید باید بدانید که در جمهوری خلق داسالله، یا در مردمسالاری دینی زندگی میکنید و همواره شهروند «کاسه و شمشیر» به شمار خواهید رفت. کسی نمیگوید که دمکراسی «الزاماتی» دارد. دمکراسی انسانمحور است و بدون آزادیهای فردی و اجتماعی وجود خارجی نخواهد داشت.
اما برای همة پیروان عموسام، از خادمان حرم شهید مککارتی تا چپنمایان آخوندپرست جمکران خبرهای بدی داریم: رابرت گیتس در پست خود ابقاء شد! این امر به معنای آن است که «چنجی» درکار نخواهد بود. سیاست آمریکا به همان روال افلاس و پسروی میباید ادامه یابد، چون در ایالات متحد تصمیم با پنتاگون و شاخههای صنایع نظامی است و پنتاگون هم با تکیه بر تنها «آس برندة» خود، به نظر نمیآید در شرایطی باشد که بتواند از دستپروردگان عموسام در چاه جمکران حمایتی صورت دهد.
فیلترشکنهای جدید27نوامبر2008
hiddensecure.com
taag.info
wbproxyservers.info
hidehelp.info
www.canind.info
tapo.info
www.placecalled.com
sise.info
www.bloxgone49.info
www.bloxoff35.info
www.bloxgo24.info
www.freeall29.info
www.bloxgone28.info
www.bloxgo36.info
www.bloxoff33.info
www.bloxoff45.info
www.bloxgone30.info
www.freeall23.info
www.bloxgone45.info
www.bloxoff24.info
www.bloxgo15.info
www.freeall50.info
www.freesurfcity.com
www.freeall26.info
www.bloxgo23.info
proxy-anonymizer.com
www.bloxgo22.info
www.bloxgo28.info
www.bloxgone42.info
www.bloxgo18.info
www.freeall27info
www.bloxgo2.info
www.bloxoff38.info
www.bloxgo49.info
learningmathsnow.info
millhousevanhouten.info
www.beboprox.com
stealthysurf.net
www.finditnowtoday.info
www.superstealthy.com
www.emailsurf.info
www.bloxgo30.info
www.freeall28.info
www.bloxgo38.info
www.bloxgo45.info
www.freeall46.info
www.bloxgone50.info
www.bloxgo20.info
www.bloxgo35.info
www.bloxgo19.info
در توضیح پیرامون ارتباط نویسنده با روانکاوی، تأکید میکنیم که یک روانکاو میتواند نویسنده هم باشد ـ فروید نویسندهای توانا بود ـ ولی یک نویسنده، فینفسه هرگز نمیتواند در جایگاه روانکاو قرار گیرد. همچنانکه دیروز هم گفتیم، تخیلات ادبی را نمیتوان در ترادف با نوعی «علمیات» قرار داد. از تکیه بر چنین شیوههائی است که مخدوشکردن مرز مفاهیم حاصل میشود، و میدانیم که این شیوهای است فاشیستی.
این روزها سرشار از «چنج» شده. به بعضی از آنها واقعاً «نید» هم داشتیم! البته این چنجها به دلیل چرخش سیاست ایالات متحد ایجاد میشود، نه به دلیل امدادهای غیبی. به یاد داشته باشیم که شرایط اجتماعی همواره «منتج» است، نه دلخواه! ولی گاه پیش میآید که این شرایط باعث خشنودی ما هم بشود. ازجمله عقبنشینی ایالات متحد در حمایت از طالبان منطقه. عاقبت ایالات متحد ناچار شد دکان گدائی حماس، سازمان ساخته و پرداختة آریل شارون را در ایالات متحد تعطیل کند!
رهبر این سازمان، شیخ یاسین را آریل شارون با سلام و صلوات از مصر وارد کرده، و یک مسجد هم برایاش در سرزمین فلسطین ساخت. اسلام هم که میدانیم به گفتة صادق هدایت کاسة گدائی است و شمشیر بران. «برادر» شارون، هم کاسة گدائی برای حماس فراهم آورد و هم شمشیر بران، تا این سازمان در داخل فلسطین جنگ به راه اندازد و «نبرد با اسرائیل» را نیز در منطقه تشدید کند. چرا که عرفات و سازمان فتح دیگر به درد جنگ افروزی نمیخوردند. و خلاصه درهای این «نعمت الهی» داشت به روی دولت اسرائیل بسته میشد، که حسنی مبارک شیخ یاسین را در کوچه پس کوچههای قاهره از درون سطلزباله بیرون کشید، و فوراً به شارون تلفن کرده گفت: «یا حبیبی! باید ببینی! اگر چه فلج است، به هر سازی که بزنی میرقصد!» و اینگونه بود که سازمان حماس آفریده شد. و گاوچرانها هم برای داغ و گرم نگاهداشتن تنور شیخ یاسین، از سال 1995، حماس را یک سازمان تروریستی معرفی کردند.
ولی این سازمان به اصطلاح «تروریستی» حدود سیزده سال در ینگه دنیا یک «دکان خیریه» داشت، به نام «بنیاد و توسعة سرزمین مقدس»! سازمان کذا به گفتة سایت ناخداکلمب، مورخ 25 نوامبر 2008، بزرگترین بنیاد خیریة اسلامی در ایالات متحد بوده و بیش از 12 میلیون دلار برای حمایت از حماس پرداخت کرده، و هیچکس هم مزاحم فعالیتهای خیرخواهانهاش نشده بود! از قضای روزگار مقر سازمان مذکور در ایالت تگزاس قرار داشته. به عبارت دیگر مستقیماً تحت نظارت خانوادة بوش به جنگافروزی در فلسطین «کمک» میرسانده. ولی از آنجا که گاوچرانها پس از شکست در جنگ 33 روزه و جنگ قفقاز همچنان عقب، عقب میروند، به ناچار باید دست و پای سازمان خیریة کذا را هم جمع میکردند. به همین دلیل پس از 13 سال، ناگهان سرویسهای امنیتی دریافتند که ای دل غافل! این بنیاد خیریه در واقع مرکز تأمین سلاح و تجهیزات برای تروریستها است! این آمریکائیها آنقدر خوش قلب و سادهدلاند که همه را مانند خود «انسانهای خوش نیت» میپندارند!
به عنوان نمونه وقتی سازمان کذا در ایالات متحد سلاح و مهمات ابتیاع میکرد، آمریکائیها «تصور» میکردند «بنیاد توسعه» قصد شکار گوزن و گاو وحشی دارد تا با گوشت آنها برای کودکان گرسنة فلسطین آبگوشت بزباش بپزد، و با شاخ آنها هم برایشان اسباب بازی بسازد. بله! اینهمه از آمریکائیها بدگوئی نکنید! مگر انصاف و عدالت اسلامی ندارید؟ مگر همین ولیعهد بحرین «تصور» نکرده بود که آن هفت میلیون دلار را که خرج چشمان شهلا و گیسوان افشان مایکل جکسون کرده، پس خواهد گرفت؟ «تصورکردن» که جرم نیست!
سیسال پیش هم بعضیها تصور کرده بودند که با یک حرکت دست آخوندها را کنار زده و بجایشان مینشینند. در نتیجه بجای حضور در کنگرة «سوسیال ـ دمکراتها» به دستبوس یک جفت نعلین در «نوفل لوشاتو» شتافتند، تا عاقبت از ترس همین نعلینهای وحشی در ینگهدنیا چشم از جهان فرو بندند و بر افتخارات جبهة ملیشان چند لایة دیگر بیفزایند. درست مثل اعضای کانون به اصطلاح نویسندگان که به پابوس رهبرکبیر انقلاب شتافتند، تا ماهیت واقعی کانون کذا را بر ما آشکارتر کنند و آبروی قلم و قلمزن را در این سرزمین تا ابد بر زمین بریزند.
بله، تا امروز دلیل شرفیابی سیمین دانشور به حضور نعلین کبیر را نمیدانستیم! امروز متوجه شدیم که سیمین جان وقتی شیخ موسیصدر را «زیارت» میکنند، گوئی به جای ترنگ دستشان را میبرند. سایت بالاترین مطلبی از «مؤسسة امام صدر»، مورخ 12 آبانماه منتشر کرده، که به دلیل ابتذال بیش از حد ممکن است به قلم آیدین آغداشلو هم نگاشته شده باشد. آغداشلو از نخبگان برگزیدة سایت ناخداکلمب و متخصص لجنپراکنی، به ویژه لجنپراکنی به فروغ فرخزاد است. در واقع لجنپراکنی تنها هنر نوچة معصومة سیحون است. از مطلب دور افتادیم.
میگفتیم که سایت «بالاترین» از زبان سیمین دانشور مطلبی در باب روی زیبای موسی صدر منتشر کرده. به زبانی چنان مبتذل که زبان اوباش و آخوندها را تداعی میکند. در نتیجه بالاجبار از «نقل قول» صرفنظر میکنیم. منبع این مطلب وزین، وبلاگ «شرح صدر» به نقل از مجلة «گوهران»، ویژة نیمایوشیج، مورخ 13 دیماه 1385 است! بیچاره نیما! پس سیمین و موسی را رها کرده، بازگردیم به تصورات خوشباورانة عموسام.
به گفتة «بیبیسی»، امروز دیگر ایالات متحد فهمیده که مانند باباآدم «فریب» خورده ولی نه از حوا، که از یک مشت ریشوی عضو سازمان حماس! پس عموسام خشمگین شده پنج نفر از مدیران این سازمان را به تأمین مالی گروه حماس متهم کرده، و دادگاه پس از یکسال فسوفس زدن، برای متهمان حکم صادر فرموده. «بیبیسی» هم که در جایگزین کردن «جرم» با «گناه» تخصص و تجربه دارد، مینویسد، دادگاه مدیران مذکور را «گناهکار» اعلام کرد! و اما این ماجرای هیجانانگیز، مانند همة اسلامپروریها و آخوندپرستیها یک سرش در چاه جمکران است! در نتیجه، بزودی گورکنها نیز ناچار خواهند شد دستوپای عدهای از نوکران وفادار عموسام را به عنوان جاسوس اسرائیل جمع کنند. برنامة جاسوسگیری بدون دلیل آغاز نشده! و بنیصدر بدون دلیل باب گفتگو با سردار سازندگی را باز نکرده! وقتی اوضاع وخیم است باید صفوف را فشردهتر کرد. صفوف را در جمکران چگونه میتوان فشردهترکرد؟ با انتساب جنایات و خیانتها به خمینی، و دیگر اجساد پوسیدة این حکومت «شترگاوپلنگ»!
اصولا «مرگ» برای حکومت گورکنها «نعمت الهی» است. چون همة تقصیرها را میتوان به گردن مردگان انداخت! در نتیجه آنروز که اکبر هاشمی در سیمای کریه جام جمکران ظاهر شد تا نسبت به علی خامنهای ابراز «بندگی» و «عبودیت» کند، از اشغال سفارت آمریکا در تهران نیز انتقاد کرد. سپس نوبت به بنیصدر، پامنبری حکومت در فرانسه رسید، تا ضمن بازارگرمی برای خود، به اکبر بهرمانی پیام مقاومت و ایستادگی ارباب را برساند. بنیصدر که «چلنگر» او را «بنیسطل» مینامید، فرمودهاند، «دانشجویان فقط موسوی خوئینیها را در جریان قرار داده بودند. من به گروگانگیری اعتراض کردم، شما و دیگران چرا در برابر خمینی ساکت ماندید؟!»
بله! باب گفتگو بین بنیصدر و گروه حاجاکبر به این ترتیب باز شده، تا بنیصدر، که هنوز در مرحلة قیاس به نفس گیر افتاده، ما را هم ابله پندارد. همچنانکه بعضی از هواداران امام سیزدهم که برای حضرتاش فراوان سینه میزدند، در باب خریت ما ملت شعر هم سرودند! رئیس جمهور مردمی و فاشیست در هجرت با این بیانات به مخاطبین اینچنین حالی میکنند که مشتی اراذل از قبیل عبدی و اصغرزاده و ... به دلخواه خود به سفارت آمریکا حمله کردهاند، و خمینیهم بلافاصله ـ البته از زبان ساواک منفور ـ گفته این «انقلاب دوم» است! و با اینکار سیاست تمامی منطقة نفتخیز خلیجفارس را همین چند رأس اوباش در هم میریزند! به همین سادگی که «استاد» میفرمایند! و سازمان سیا هم نشسته بود تا ببیند اصغرزاده برایش چه تصمیمی میگیرد! به گفتة بنیصدر، رمزی کلارک میخواست به ایران بیاید ولی خمینی مخالفت کرده!
بله همین خمینی که مانند بازرگان افتخار پادوئی برای گروه رمزی کلارک را داشت با آمدن ولینعمتاش به تهران مخالفت هم کرده! این «ترهات» را منتشر میکنند تا هیچکس این واقعیت را به ذهن خود راه ندهد که اشغال سفارت آمریکا بخشی از یک توطئة وسیع بر ضد ملت ایران بود. بیگانگان با استقرار حکومت اسلامی و حاکمیت فدائیان اسلام در کشورمان این توطئه را آغاز کردند، و شخص بنیصدر خود جزئی از همین توطئه بود، و هنوز عنصری است از همان توطئه. و امروز که مرکز توطئه در ایالات متحد تضعیف شده، هر یک از اجزای منفور این دسیسة انسانستیز تلاش دارد، خیانت و مزدوری خود را به مردگان منتسب کند. به یاد داریم که آخوند مهدوی کنی هم چندی پیش مخالفت خود را با اشغال سفارت آمریکا اعلام فرموده، احمد خمینی را طرفدار اینکار معرفی کردند! اینهمه دادوفریاد و صحنهسازی برای آن است که کسی به آمریکا، ارباب واقعی حکومت آخوندها ظن بد نبرد.
گفتیم که ایالات متحد در نشست آپک، یک گام به عقب برداشت و اطمینان داشته باشیم که این پسروی که از مدتها پیش با عضویت کوبا در «پیمان ریو» آغاز شده، در دوران ریاست جمهوری اوباما شتاب بیشتری خواهد یافت. اگر شرایط امروز را با دوران نفرتبار ریاست جمهوری جیمیکارتر مقایسه کنیم، خواهیم دید که بنیصدر، حاج اکبر و گورکنهای ارسالیشان به فرنگ که بس نیک ورد آوردهاند، سوراخ دعا را بکلی گم کردهاند.
اینروزها، بر خلاف دوران ریاست جمهوری کارتر، نان فاشیستها رو به آجر شدن گذاشته. پس از شهادت جانگداز «یورگ هایدر»، اطریشیها یکباره متوجه شدند که تشکلهای فاشیست را نمیتوانند به حاکمیت وارد کنند. در نتیجه حزب دست راستی اطریش برای تشکیل دولت با سوسیال دمکراتها ائتلاف کرد! و گروه شهید «یورگ هایدر» با 29 درصد آراء از این ائتلاف کنار گذارده شد! به گزارش فیگارو، مورخ 23 نوامبر 2008، سوسیال دمکراتها با 29 درصد و محافظهکاران با 26 درصد آراء به مجلس راه یافتهاند. و حذف فاشیستها از ساختار دولت یکی از مهمترین «چنجهای» تاریخ معاصر در اروپای مرکزی است. «چنج» کذا به سرمایهسالاری جهانی تفهیم کرد که تکرار شرایط سالهای طلائی 1930 و فاشیسمنوازی سرمایهداری آنگلوساکسونها در پناه به اصطلاح بحران اقتصادی میتواند برای لندن و واشنگتن گرانتر از آن تمام شود که «تصور» کردهاند!
فیلترشکنهای جدید26نوامبر2008
pvf.in
www.harvardeducation.info
www.theespresso.info
www.faan.co.uk
ody.be
www.freeall27info
www.bloxoff35.info
www.bloxgo27.info
www.bloxgone33.info
thisuniverse.info
www.placecalled.com
www.canind.info
sleepingnymph.info
www.schoolingprox.com
www.surfingfilter.info
www.superstealthy.com
my-proxy.us
dpass.info
info4local.info
taag.info
9rk.info
2sz.info
www.proxunblocker.info
www.freeall22.info
www.bloxoff33.info
www.freeall39.info
www.bloxgo7.info
www.freeall47.info
www.bloxgo31.info
www.freeall45.info
www.bloxgo44.info
www.bloxgo3.info
www.bloxgo2.info
www.bloxgo48.info
www.bloxoff48.info
www.bloxgone42.info
www.bloxgo21.info
www.bloxgone21.info
www.bloxgo24.info
www.bloxgone37.info
www.bloxgo19.info
www.bloxoff29.info
www.bloxgo11.info
www.freeall34.info
www.bloxgone40.info
www.bloxgo37.info
www.bloxgone30.info
www.bloxgone41.info
bumblebeeman.info
www.bloxgo5.info
www.bloxgone46.info
www.freeall32.info
www.freeall24.info
reverandlovejoy.info
www.bloxoff46.info

Hi, thank`s for the article that you wrote article... A lot of time I was trying to find some new... read more
on آسپیران در مالزی